|
مقالات علمی - دکتر اسفندیاردشمن زیاری مقالات مربوط به مديريت، اقتصاد، آموزش و پرورش، روانشناسي و مهارت آموزی صنعتی
| ||
|
متن این بخشنامه به شرح ذیل
است:
با سلام و درود به روان پاک شهدای اسلام و روح پرفتوح حضرت امام خمینی (ره) و با آرزوی توفیق، سلامت و سعادت برای مقام عظمای ولایت، به منظور حرمت به شأن خانواده و با توجه به دغدغههای علمی، فرهنگی و دینی و رفع مشکلات دانشجویان و خانوادههای آنها، ضوابط خاص انتقال دانشجویان فعلی به نزدیکترین واحد دانشگاه آزاداسلامی محل زندگی دائم خانواده آنها، به شرح ذیل تأیید و ابلاغ میشود واز زمان ابلاغ لازم الاجرا است. این بخشنامه فقط یکبار برای متقاضیانی که تقاضای خود را از تاریخ پانزدهم خرداد تا پانزدهم تیر سال 91 تسلیم کنند، قابل بررسی و اجرا است وشامل دانشجویان جدیدالورود در مهرماه 1391 و بعد از آن نمیشود، لذا ضروریست متقاضیان جدید تحصیل در دورههای کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد اسلامی و خانوادههای محترم آنها با دقت لازم در انتخاب محل تحصیل، دغدغههای علمی و فرهنگی خود را نظر بگیرند. همچنین ماده واحده این بخشنامه به صورت ذیل است: انتقال به شرط موفقیت در ترم میهمانی دانشجویان فعلی مشغول به تحصیل در رشتهها و گرایشهای تحصیلی دورههای کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی به یکی از واحدهای دانشگاه آزاد نزدیک به محل زندگی دائم خانواده آنها (پدر و مادر یا همسر) به استثنای انتقال به گروه 1 از جدول همطرازی برای همان رشته و گرایش تحصیلی، در صورت عدم مشروطی در ترمهای تحصیلی قبلی و موافقت واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی در مبدا و مقصد و کسب معدل میانگین بالاتر از هفده در مدت دو نیمسال متوالی میهمانی و رضایت از عملکرد علمی و فرهنگی دانشجو ودایر بودن رشته و گرایش متقاضی در واحد دانشگاهی مقصد، بلامانع است و در صورتی که رشته و گرایش دانشجوی متقاضی در محل سکونت خانواده دانشجو دایر نباشد میتواند به شهرهای همجوار میهمان شود. تبصره 1: دانشجویان دختری که موفق به کسب معدل میانگین بالاتر از هفده از بیست در مدت دو نیمسال متوالی میمانی نشوند ولی معدل میانگین آنها بالاتر از پانزده باشد، تا زمانی که واحدهای دانشگاهی مبدا و مقصد از عملکرد علمی و فرهنگی آنها رضایت داشته باشند و در هیچ ترمی مشروط نشوند، میتوانند بصورت میهمان در واحد مقصد ادامه تحصیل دهند ولی مدرک تحصیلی آنها باید توسط واحد دانشگاهی مبدا صادر شود. تبصره 2: در طول دوران میهمانی، هزینه ثابت هر ترم باید به واحد دانشگاهی مبدا و هزینه متغیر واحدهای اخذ شده به واحد دانشگاهی مقصد پرداخت شود و در بقیه موارد مقررات و قوانین مربوط به دانشجویان میهمان حاکم است. همچنین دیگر موارد آییننامه مصوب نقل و انتقالات دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی ودستورالعملاجرایی آن به قوتخودباقی و لازم الاجرا است. تبصره 3: مسئولیت احراز صحت آدرس محل زندگی دائم خانواده متقاضیان به عهده معاونین دانشجویی واحدهای دانشگاهی مقصد و مبدا است. تبصره 4: در صورت از دست دادن هریک از شرایط ذکر شده فوق، دانشجو باید به واحد مبدا بازگردد. تبصره 5: این بخشنامه فقط یکبار برای متقاضیانی که تقاضای خود را از تاریخ پانزدهم تیر سال 1391 تسلیم کنند قابل بررسی است و شامل دانشجویان جدید الورود در مهر 1391 و بعد از آن نمیشود. گفتنی است، دانشجوی متقاضی نقل و انتقال با استفاده از این بخشنامه میتواند در صورت موافقت واحد مبدا از پانزدهم خرداد تا پانزدهم تیر سال 1391 از طریق سایت نقل و انتقالات واحد دانشگاهی خود ثبت درخواست کند.واحد مقصد موظف است تا قبل از اتمام آخرین مهلت ثبت نام آموزشی، نسبت به بررسی درخواست و پاسخ مقتضی به آن اقدام کند. مسئولیت رسیدگی به شکایات مرتبط و نظارت بر حسن اجرای این بخشنامه ضمن رعایت آییننامهها و دستورالعملها و مصوبات هیات امنا و دیگر بخشنامههای مربوط به نقل و انتقال دانشجویی، با در نظر گرفتن عدالت و صرفه و صلاح دانشگاه در ابتدا بر عهده روسای واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی در مبدا و مقصد و سپس بر عهده معاون دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی است. منبع: http://www.asriran.com/fa/news/212589/%D8%AC%D8%B2%D8%A6%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%84-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%AF موضوعات مرتبط: مهارت آموزی و آموزش و پرورش [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ دکتر اسفندیار دشمنزیاری ]
دهم ارديبهشت روز شاخاب (خليج) هميشه پارس گرامي باد. ريشه، نام، گذشته و... از باستان تا كنون! برای مشاهده و مطالعه مقاله روی لینک بالا کلیک کنید مرکز آمار گزارش آمارگیری نیروی کار کشور در تابستان سال 90 را منتشر و سکوت یک سال و نیمه خود را در زمینه نرخ بیکاری شکست. درگزارش مرکز آمار از وضعیت نیروی کار در کشور طی تابستان سال 90 نرخ بیکاری 11.1 درصد اعلام شد این در حالی است که آخرین گزارش رسمی از نرخ بیکاری طی بهار سال 89 منتشر شده بود. البته بر اساس گزارش اخیر نرخ بیکاری در پاییز سال 89 با 1.5 درصد کاهش نسبت به بهار سال 89 به 12.1 درصد رسیده و در زمستان سال 89 به 14.6 درصد افزایش پیدا کرده است و طی بهار سال 90 بازهم به 12.3 درصد کاهش یافته و در نهایت در تابستان سال جاری به 11.1 درصد کاهش پیدا کرده است. قابل ذکر است این آمار نشان دهنده آخرین نرخ بیکاری رسمی اعلام شده پیش از سرشماری سال 90 است و در سرشماری سال جاری برای نخستین بار میزان بیکاری بر اساس تعریف جدید یعنی اشتغال بر مبنای یک ساعت در هفته ارزیابی می شود و به نظر می رسد با توجه به نرخ اعلام شده از سوی مرکز آمار باید انتظار اعلام نرخ بیکاری تک رقمی را همزمان با انتشار نتایج سرشماری سال 90 داشته باشیم. در کنار این ارقام ، قابل ذکر آنکه میزان نرخ مشارکت اقتصادی یعنی طی تابستان سال جاری به 37 درصد رسیده است و این به معنی کاهش 2.1 درصدی نرخ مشارکت اقتصادی در جمعیت بالای 10 سال کشور طی تابستان سال 90 نسبت به تابستان سال 89 است که نمی توان آنرا شاخص مثبتی تلقی کرد. براساس این گزارش همچنان نرخ بیکاری جمعیت بین 15 تا 29 سال کشور بالا و در حدود23 درصد است که این رقم در جمعیت شهری بیشتر بوده و به 30.3 درصد رسیده البته به نظر می رسد طبق ارزیابی مرکز آمار این نرخ نسبت به تابستان سال 89 بهبود و از 34 درصد به 30 درصد کاهش پیدا کرده است. تفاوت لازم به توضیح از نکات قابل تامل این گزارش تفاوت موجود میان این آمارها و نرخ هایی است که پیش از این در گزارشات رسمی سالهای قبل از سوی مرکز آمار و یا به استناد این مرکز توسط بانک مرکزی در مورد بیکاری منتشر شده است، به طور مثال در مورد نرخ بیکاری طی بهار سال 89 در این گزارش رقم 13.5 درصد ذکر شده است. در حالی که در گزارش های قبلی 14.6 درصد اعلام شده است و به طور حتم مرکز امار ایران باید توضیحی رسمی در مورد این تفاوت ارایه دهد. در غیر این صورت وضعیت فعلی می تواند صحت برآوردهای این مرکز را که تنها نهاد رسمی متولی محاسبه نرخ بیکاری در کشور محسوب می شود زیر سئوال خواهد برد. در انتها باید پرسید آیا این آمارها اولین گامهای دولت برای رفع بیکاری در سال 91 محسوب می شود؟و چرا ناگهان مرکز آمار سکوت یک سال و نیمه خود را شکسته و اقدام به انتشار امار مربوط به بیکاری کرد در حالی که هنوز هیچ خروجی رسمی از تصمیمات شورای عالی آمار در زمینه ایجاد یک رویه کلی در زمینه انتشار آمارها و شاخص های کلان در رسانه ها اعلام نشده است. منابع: خبرآنلاین موضوعات مرتبط: (مدیریت، اقتصاد و حسابداري) [ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ دکتر اسفندیار دشمنزیاری ]
عنوان: فرآیند بودجه: تنظیم، تصویب، اجرا و کنترل مولفان: دکتر اسفندیار دشمن زیاری، علی رضا ثابتی ناشر: موسسه نشر مهربان چاپ و ویرایش دوم: زمستان 1390 آدرس اینترنتی: www.mehrabanpub.com تلفن مرکز پخش: 6 - 66973175 - 021 موضوعات مرتبط: مهارت آموزی و آموزش و پرورش [ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ] [ ] [ دکتر اسفندیار دشمنزیاری ]
قابل توجه دانشجويان گرامي: برای مشاهده الگوی تنظیم بودجه برای یک شرکت اینجا کلیک کنید =========================================
انسان های متفاوت، متفاوت رفتار می کنند و اثرات متفاوتی هم بجا می گذارند، استیو جابز یکی از این افراد متفاوت بود که با عقاید و الگوهایی که داشت توانست قله های موفقیت و محبوبیت را فتح کند. استیو جابز تنها اسطوره ای نخواهد بود که دنیای فناوری هرگز خدماتش را فراموش نمی کند. 1. کارشناسان هیچچیز نمیدانند روزنامهنگاران، تحلیلگران، مشاوران، بانکداران و راهبران نمیدانند چه بکنند، بنابراین تنها به شما مشاوره میدهند. آنها به تو میگویند چه چیزی در محصول تو وجود دارد که خوب عمل نمیکند اما قادر نیستند محصولی بهتر را بسازند. آنها میتوانند به تو بگویند چگونه یک محصول را بفروشی اما خود قادر به فروش آن نیستند. آنها میتوانند به تو توضیح دهند چگونه گروههای کاری بزرگ تشکیلدهی اما خودشان بدترین دفاتر را دارند. برای مثال، کارشناسان به ما میگویند 2نقص مهم "مکینتاش" در اواسط دهه 80 فقدان حمایت برای یک چاپگر چرخشی و نبود لوتوس3،2،1 بود؛ این تنها چیزی است که کارشناسان میتوانند به ما بگویند. 2. مشتریان نمیدانند چگونه چیزی را كه میخواهند به تو بگویند نقطه تمرکز اپل، نیمکره راست مغز استیو بود که با نیمکره چپ حرف میزد. اگر از مشتریان بپرسی چه چیزی میخواهند، آنها به تو میگویند: "بهترین، سریعترین و ارزانترین". اما این صدای یکنواخت تکراری بویی از یک تغییر انقلابی نبرده است. مشتریان تنها میتوانند آرزوهای خود را در قالب کلماتی بیان کنند که هنوز درحال استفاده از آنها هستند؛ در دورهای که در آن مکینتاش تولید میشد، همه میگفتند میخواهند رایانهای با بهترین، سریعترین و ارزانترین سیستم عامل MS-DOS داشته باشند. بهترین چیز برای یک شروع، تولید محصولی است که تو میخواهی استفاده کنی؛ این چیزی است که استیو جابز و استیو وزنیاک انجام دادند. 3. اهمیت جهش به جلو تغییرات بزرگ زمانی رخ میدهند که تو جهشی فراتر از قدمهای یکنواخت برداری. بهترین تولیدکنندگان چاپگرهای چرخشی در ابتدا شروع به تعریف ویژگیهای جدیدی کردند که متفاوت بودند. اپل یک جهش رو به جلو برداشت: چاپگرهای لیزری. به آنهایی فکر کنید که یخ جمع میکردند. به شرکتهایی فکر کنید که یخ را تولید میکردند و به آنهایی فکر کنید که یخچالها را میسازند. آیا هنوز هم امروز کسی هست که در طول زمستان یخ جمع کند؟ 4. بیشترین، بزرگترین است و بیشترین چالش، کیفیت کار را بهتر میکند من همیشه با این ترس کار میکردم که استیو بتواند به من بگوید من عالی نیستم یا کارم هیچ ارزشی ندارد. این ترس، چالش بزرگ من بود اما رقابت با IBM و مایکروسافت یک چالش عظیم بود. تغییر دادن دنیا یک چالش بزرگ بود. من و کارمندان اپل (قبل و بعد از من) کار خود را به بهترین شکل انجام دادهایم چون باید برای انجام این چالشهای بزرگ حداکثر توان خود را صرف میکردیم. 5. روی طراحی حساب کن استیو با درخواستهای عجیب خود درباره طراحی، افراد مختلفی را دیوانه میکرد: بعضی از قابهای سیاه به اندازه کافی سیاه نبودند. انسانهای فناپذیر عادی فکر میکنند، رنگ سیاه سیاه است و خاکستری خاکستری اما استیو یک کمالگرا بود و حق داشت؛ بعضی افراد طراحی را در دل دارند، درحالیکه بسیاری دیگر تنها به آن توجه میکنند. 6. زمانیکه از گرافیکهای بزرگ و حروف درشت استفاده میکنی نمیتوانی اشتباه کنی نگاهی به اسلایدهای استیو فونت حروف در سایز 70، از نوعی است که یک نمایشگر یا گرافیک بزرگ دارند. حال به رونماییهایی فکر کنید که دیگرانی که در بخش فنآوری مشغول به کار هستند، انجام میدهند. آنها از فونت با سایز هشت استفاده میکنند و عناصر گرافیکی در رونماییهای آنها وجود ندارد. بسیاری از مردم میگویند استیو بزرگترین معرفیکننده برای محصولات جدید بود... اما هیچ شده از خود بپرسید چرا افراد بسیار کمی هستند که از سبک وی تقلید میکنند؟ 7. تغییر ایده نشانهای از هوش است زمانی که اپل اولین "آی فن" را عرضه کرد، هیچ برنامه جانبی برای آن وجود نداشت. برنامههای جانبی (app) را استیو به وجود آورد. آنها ایده بدی بودند چون هرگز نمیدانستی با تلفن تو چه کار میتوانند بکنند. در ابتدا تعریف برنامههای جانبی وب در داخل مرورگر "سافاری" تنها امکانی بود که میتوانست تصور شود. تا اینکه 6ماه بعد، استیو تصمیم گرفت برنامههای جانبی را به عنوان ابزارهای مناسبی به کار برد. اپل در مدت زمان کوتاهی راههای بسیاری را پیمود تا به شعار معروف خود برسد: "برای هر چیزی یک برنامه جانبی وجود دارد" (there’s an app for that). 8. ارزش با قیمت فرق دارد بیچاره هستید اگر فکر کنید همهچیز به قیمت وابسته است و باز هم بیچارهتر هستید اگر فکر کنید تنها میتوان روی قیمت با دیگران رقابت کرد. قیمت تمام آن چیزی نیست که شما باید روی آن حساب کنید: آنچه باید روی آن حساب کرد، حداقل به اعتقاد تعداد کمی از مردم، ارزش است. ارزش است که باید در آمادهسازی محصول خود به آن فکر کنید تا بتوانید لذت استفاده از بهترین دستگاه موجود را به مشتری بدهید. میتوانیم بگوییم هیچکس محصولات اپل را به خاطر قیمت پایین آنها نمیخرد. 9. نمایشهای مدیر اجرایی استیو جابز قادر بود 2 بار در سال و در دوره رونماییهایش به میلیونها نفر نشان دهد iPadها، iPodها، iPhoneها و Macها چگونه کار میکنند. چرا بسیاری از مدیران اجرایی (CEO)، معاونان یا سایر مدیران ارشد خود را روی صحنه مراسم رونمایی صدا میزنند؟ شاید برای اینکه نشان دهند در پس یک محصول، مجموعهای پرقدرت قرار گرفته است یا شاید به این دلیل که مدیر اجرایی عمق کاری را که شرکتش انجام میدهد نمیداند یا نمیفهمد، بنابراین نمیتواند آن را به خوبی توضیح دهد. 10. شغل مستقیم مدیر اجرایی شاید همیشه محصول مطلوب نبود اما همیشه به حدی چشمگیر بود که بتواند در تمام دنیا گسترده شود. در این مورد، استیو همیشه یک هدف داشت: "سلطه روی بازارهای موجود و ایجاد بازارهای جدید در سطح جهانی". 11. بازاریابی به مربعی فکر کنید که به چهار مربع کوچکتر تقسیم شده است. محور عمودی نشان میدهد محصول شما چقدر با محصول رقیب تفاوت دارد. محور افقی ارزش محصول شما را نشان میدهد. در سمت راست پایین: ارزش است اما تک نیست و به یک قیمت رقابتی نیاز دارد. در سمت چپ بالا: تک است اما ارزش نیست، بنابراین شما در بازاری که وجود ندارد اولین هستید. در سمت چپ پایین: تک نیست و ارزش نیست، بنابراین شما یک ابله هستید. در سمت راست بالا: تک است و ارزش است و اینجاست که شما میتوانید هم پول به دست آورید و هم تاریخ را بسازید. برای مثال، iPod تک بود و ارزش داشت چراکه تنها روش برای بارگذاری موسیقی قانونی بود و ارزان بنابراین به آسانی از سوی بزرگترین تهیهکنندگان موسیقی حمایت شد. 12. برای اینکه بعضی چیزها را ببینی نیاز است که آنها را باور کنی زمانیکه در تلاشی تا جهشی به جلو برداری، به دنبال راهی برای فرار از دست کارشناسان میگردی، در جستوجوی چالشهای بزرگ هستی، وسواس طراحی داری و تمام توجه خود را روی ارزش واحد پروژه معطوف میکنی، باید مردم را متقاعد کنی تا کاری را که مشغول انجام آن هستی باور کنند. مردم برای دیدن مکینتاش آن را باور کردند و به همین دلیل به واقعیت بدل شد. این اتفاق در مورد iPod، iPhone و iPad هم رخ داد. نقطه آغاز برای تغییر دنیا تغییر ایدههاست؛ این بزرگترین درسی بود که از استیو آموختم. موضوعات مرتبط: مهارت آموزی و آموزش و پرورش [ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ ] [ دکتر اسفندیار دشمنزیاری ]
مقدمه
شما بارها كلمه پروفسور را شنيدهايد. اين اصطلاح تا حدود زیادي در جامعه ما ناشناخته است. حتي در مواردي، دانشجويان و اعضاي هيئت علمي دانشگاهها نيز در اين خصوص ابهام دارند. در نظر عام، تصور ميشود كه يكي از مدارك دانشگاهي باشد. متاسفانه پارهاي از اعضاي هيئت علمي دانشگاهها (به بيان مصطلح: استادان دانشگاه)، نيز بدون احساس مسئوليت در برابر مردم و جامعه علمي، با دادن عنوان پروفسور به خود، ابهام را بيشتر ميكنند. اما همانگونه كه در اين جستار خواهد آمد، در خارج از ایران، كلمه پروفسور به كليه اعضاي هيئت علمي دانشگاهها در مراتب مختلف (مربي، استاديار، دانشيار و استاد) اطلاق ميشود. لازم به ذكر است كه گاهي افراد خاصي كه در يك رشته دانشگاهي تخصصي ويژه دارند، با عنوان پروفسور مشهور ميشوند (در كشور ما هم گاهي به افراد خاص "استاد" ميگويند مانند: استاد جعفر شهيدي، استاد مطهري، و.....). اصولا در قوانين ايران و حتي در دانشگاهها اين اصطلاح نه تعريفي دارد و نه مصطلح است. لذا، در اين كوته سخن تلاش خواهد شد تا با استفاده از منابع گوناگون، اين واژه معرفي شود.
متون خارجي: A college or university teacher who teaches in a professorial filed.1 فردي كه به عنوان مدرس در يك آموزشكده و يا دانشگاه به صورت حرفهاي تدريس ميكند. A teacher or instructor .2 يك معلم يا آموزش دهنده 3. One who professes فردي كه تدريس ميكند Professor: n : someone who is a member of the faculty at a college or university عضو هيئت علمي يك آموزشكده (دانشكده) يا دانشگاه Source: Webster's Revised Unabridged Dictionary (1913)) منبع: ديكشنري وبستر Professor \Pro*fess"or\, n. [L., a teacher, a public teacher: يك معلم، يك علم عمومي 1. One who professed, or makes open declaration of, his sentiments or opinions; especially, one who makes a public avowal of his belief in the Scriptures and his faith in Christ, and thus unites himself to the visible church. ``Professors of religion.'' –Bacon كسي كه در زمينه دين و مذهب صاحبنظر و ارائه كننده فتوا است «شبيه متجتهد علوم ديني در اسلام» 2. One who professed, or publicly teaches, any science or branch of learning; especially, an officer in a university, college, or other seminary, whose business it s to read lectures, or instruct students, in a particular ranch of learning; as a professor of theology, of botany, of mathematics, or of political economy. فردي كه تدريس «ادعاي عالم بودن» ميكند، يا به طور عمومي در هر علم يا رشته تخصصي تدريس ميكند؛ به ویژه، يك رئيس «اداره كننده – مدرس» در يك دانشگاه، آموزشكده و دانشكده، يا فردي كه در ديگر مراكز علمي سخنراني ميكند، كسي كه دانشجويان درس ميدهد، كسي كه در يك مركز پرورش احشام به آموزش اشتغال دارد، كسي كه به عنوان معلم خدا شناسي، گياه پزشكي، رياضي يا اقتصاد سياسي مشغول تدريس به دانشجويان است.
لغت نامه معین پرفسور : استاد دانشگاه ، استاد. ریشه : فر. آيين نامه استخدامي هيات علمي دانشگاهها فصل اول: كليات ماده 2- شاغلين خدمات آموزشي و پژوهشي دانشگاه در اين آئين نامه اعضاي هيات علمي دانشگاه ناميده مي شوندو مراتب خدمات آنان عبارتست از: 1- مربي 2- استادياري 3- دانشياري 4- استادي
ماده 6- مربيان از ميان كساني كه داراي شرايط زير باشند انتخاب مي شوند:2 1- دارا بودن حداقل درجه ليسانس 2- آشنايي كافي به يك زبان خارجي ماده 7- استادياران از ميان اشخاصي كه داراي شرايط زير باشند انتخاب مي شوند:3 1- دارا بودن درجه دكتري و در صورت لزوم مدارك تخصصي 2- تسلط به يك زبان خارجي ماده 8- دانشياران از ميان اشخاصي كه داراي شرايط زير باشند انتخاب مي شوند: 1- داشتن درجه دكتري و در صورت لزوم مدراك تخصصي. 2- داشتن حداقل چهار سال سابقه خدمت آموزشي و يا پژوهشي در مقام استادياري يا معادل آن در موسسات آموزش عالي و يا پژوهشي مورد قبول دانشگاه. 3- تسلط به يك زبان خارجي ديگر در حدي كه براي استفاده از آثار و مدارك علمي كافي باشد. ماده 9- استادان از ميان دانشياراني كه حداقل 5 سال تمام عملا و به نحو رضايت بخش در مرتبه دانشياري خدمت كرده و داراي تاليفات و تحقيقات علمي و مقالات تحقيقي منتشره در مجلات علمي مورد قبول دانشگاه و همچنين فعاليتهاي علمي در مجامع و سازمانهاي تحقيقي يا بينالمللي باشند انتخاب مي گردند. ماده 10- دانشگاه مي تواند خدمت كساني را كه براساس مواد 6 و 7 و 8 اين آئين نامه واجد شرايط احراز مرتبه مربي، استادياري، دانشياري يا استادي بوده و يا مي باشند و قبلا در دانشگاه يا يكي از دانشگاهها يا موسسات معتبر به تدريس يا تحقيق اشتغال داشته و در رشته مربوط خدمت كرده باشند و تجربه كسب كردهاند و يا داراي تاليفات و تحقيقات ابتكاري و يا تخصصي مورد قبول در آن رشته باشند بابت تمام يا قسمتي از مدت توقف در مقام مربي، استادياري، دانشياري يا استادي محسوب كند. تشخيص تناسب تدريس و تحقيق و تجربه داوطلب با رشته مورد نظر و همچنين تخصص مورد قبول و تعيين پايه آنان در مراتب مربي، استادياري، دانشياري و استادي به پيشنهاد مدير گروه و تائيد هيات مميزه و رئيس دانشگاه با تصويب هيات امناء خواهد بود. گردآوری و تدوین: دکتر اسفندیار دشمنزياري (عضو هيئت علمي رسمي وزارت علوم و دانشگاه آزاد اسلامي) منابع: http://chaay.ghoddusi.com/2008/08/post_909.html http://blog.malakut.org/archives/2008/01/post_400.shtml www.thefreedictionary.com/professor
موضوعات مرتبط: فرهنگ، تاریخ و سیاست [ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 ] [ ] [ دکتر اسفندیار دشمنزیاری ]
با درود به خوانندگان گرامي وبلاگ: اين نقد تنها به تحقيق انجام شده توسط دانشگاه پورتموث مربوط ميشود. لذا، لازم به توضيح است كه نويسنده و مطالب اين وبلاگ هيچ گونه ارتباطي با حمله كنندگان به سفارت انگليس ندارد. من بر اين باور هستم كه رعايت قوانين بينالملل تضمين كننده منافع ملي است. ما ميتوانيم با سياست درست و استدلال منطقي در صحنه جهاني حرف خود را بزنيم. با احترام دشمنزياري ![]() به گزارش سايت بي بي سي: گروهی از محققین ژنتیک در دانشگاه پورتسموت انگلیس، به سرپرستی یک محقق ایرانی به نتایج جالبی درباره نژاد ایرانیان رسیدهاند. این گروه معتقدند اکثر ایرانیان بر خلاف آنچه تصور می شود، نژاد آریایی ندارند بلکه به نژادی تعلق دارند که حدود ده هزار سال پیش ساکن ایران بودهاند. این تحقیقات که قسمتی از تحقیقات جهانی ژنتیک است به سرپرستی دکتر مازیار اشرفیان بناب سالها پیش در دانشگاه کمبریج شروع شده و در دانشگاه پورتسموت به نتیجه رسیده است. نخست دفتر: چنين به اصطلاح تحقيقاتي در انگليس چندان هم مايه تعجب نيست!!؟. دقيقا شبيه تخقيق روي نژاد هيتلر اينگلوساكسون كه اين دزدان دريايي و اشغالگر، چنان القايي به اين همنژاد ديوانه خود كردند كه بيچاره خود هم پذيرفت، گويا آريايي است!؟ خير عزيزان .... كليه تحقيقات تاريخي نشان داده است كه تنها اندكي از خوزها (عيلاميان) در اين مملكت باقي ماندهاند و اكثريت 90 درصدي آريايي هستند ( با توجه به تحقيقات تاريخي و نه ژنتيكي كه پس از سالها تركيبات نژادي ديگر چندان اعتباري هم نميتواند داشته باشد ) اگر سياست گزاران جهاني يا همان انگليسيهاي آدمخوار (تا قرن 15 در اين جزيره آدمخواري رواج داشت) نگويند، چه كسي بايد چنين اراجيفي را سر هم كند!!؟؟ ضمن اينكه آريايي بودن يا نبودن هيچ امتيازي براي هيچ ايراني نيست... در اينجا پرسش بسيار مهمي است كه چگونه آزمايشات شما توانسه است نژاد آدمهاي 10000 سال پيش را مشخص كند اما آرياييهاي 3000 ساله با آن همه تركيبات نژادي در تحقيقات گم شده است!؟؟ به فرض اينكه نتيجه اين تحقيق هم درست باشد!؟ ... نيازي به زحمت شما نبود، اظهر و منالشمس است!؟ امروزه پس از گذر نزديك به 3000 سال و يورش ملل گوناگون به اين سرزمين و قاطي شدن اقوام مختلف، مانند يونانيان (سلوكيها)، روميان (والرين و ...)، سامي و حامي نژادها (اعراب و يهوديها)، مغولان (تيمور و دار و دستهاش)، تركان (سلجوقيان) و ..... با آرياييهاي اين سرزمين، قطعا نژاد خالصي نميتوان يافت!؟ نه تنها در فلات ايران كه در آلمان و يونان و شبه قاره هند و .... آيا تركيب نژادي خود شما اينگلوساكسونها بعد از اختلاط با ولزيها و ايرلنديها و ايسلنديها و اسكاتلنديها و ساير كساني كه با شما ارتباط خانوادگي برقرار كردند، امروز اصيل است!؟ ... خب همين تحقيق را ميتوانستيد روي مردم خودتان انجام دهيد! و سپس نتيجه را به دنيا تعميم دهيد؟ آيا با وجود اين همه جابجايي نژادي در اين كره خاك، امروز كسي ميتواند ادعاي نژاد دست نخورده داشته باشد!؟. آيا خود ميتوانيد بگوييد كه در شرايط كنوني، با توجه به پيشرفت رسانههاي ارتباطي و تركيبات قومي، نژادي، و غيره زبان اصيل و خالصي وجود دارد، كه در پي مشخص كردن تركيبات نژادي باشيد!؟ پشت صحنه چنين اراجيف انگليس ساختهاي به اين پرسشها كمي دقت كنيد شايد بتوان مسائلي را متوجه شد: رابطه چنين ياوهسراييهايي با اعلام حمله نظامي به ايران چيست!؟ رابطه اين ياوهگوييها با تشكيل گروههاي كم شمار قومي پان كلاميست چيست؟ رابطه اين سبك مغزيهاي انگليسي با نقشه خاور ميانه جديد چيست؟ و هزاران پرسش بيپاسخ كه در همين ارتباط ميتواند مطرح باشد. پيشينه عملكرد انگليس سني و شيعه و كرد و تركمن در عراق، قبايل بربر و عرب و .. در ليبي، تاجيك و پشتو و ازبك و تركمن و ... در افغانستان!!؟؟ مقايسه كنيد پس از جنگ جهاني اول: سورياني و لبناني در قسطنطنيه، عرب و ترك و ... در عثماني، قبطي و عرب و يهودي و مسلمان در مصر، و .... هاشمي و ... در اردن و عراق واحد و صدها مورد ديگر كه عامل تجزيه كشورها براي چاپيدن بيشتر توسط همين پيركفتار شد!؟ اما همه بدانند: ملت ايران منسجمند و بيشترين جوشش خوني آنها هم آريايي است. انگليس بايد بداند كه در عصر يكپارچگي ملل (اتحاديه اروپا) كه خود از بنيانگذاران آن است، مرگ براي همسايه، ديگر جواب نميدهد!؟. مردم ايران به آن سطح آگاهي رسيدهاند كه بتوانند كوس تجزيه ميهن اهورايي خود را توسط فرمانده غارتگران بفهند و در نطفه خفه كنند ... ملت ايران هر گونه اختلاف داخلي با حاكميت سياسي داشته باشد، بر سر يكپارچگي ميهن گلگون خود معاملهاي نخواهد كرد... هر گونه تهاجم نظامي هم به اين خاك از نظر اين ملت، غير اندك مزدوران و جيرهخوارانتان پذيرفتني نخواهد بود.... خود بايد تكليفمان را روشن كنيم و خواهيم كرد.... ما نه ليبي هستيم و نه عراق و نه افغانستان و نه ساير نقاط ويران شده به وسيله شما!. در ايران فقط يك ملت .جود دارد، آن هم نام مقدس «ملت ايران» با هر تنوع گويشي و نژادي و غيره .... اينجا نه صربستان است و نه چكسلواكي و نه اتحاد شوروي ... اينجا ايران است و مردمي بزرگ و يكپارچه ... اينجا سرزمين دياكو، كورش و اشكان و ساسان و!؟ ... اينجا سرزمين بابك است! ... اينجا هنوز رگههاي آريوبرزن و سورنا خون فشاني ميكند!... اينجا زادگاه سلمان است... اينجا هنوز حماسه نبرد رستم با ديوها نقاله خواني ميشود و به گوش نوباوگان نجوا... اينجا يادگار خيام و بوعلي و رازي و بزرگمهر و خواجه نظامالملك و امير كبير و مركز نخستين دانشگاه بينالمللي دنيا گندي شاهپور است... اينجا هنوز صداي غرش شليك تفنگ ستارخان و باقرخان و سردار اسعد و يفرمخان ارمني و رئيس علي دلواري بر قلب استعمار انگليس شنيده ميشود..! اينجا قتلگاه يورش بران بر قداست زمين است!... اينچا پايگاه شيرزنان و جوانمردان غيور صحنه پيكار در جنگ ديوساخته 8 ساله با مزدوران مسلط بر برادران همخون عراقيمان است!؟ اينجا سرزمين خيبر شكنان و ذوالفقار به دستان است... تو كه لالايي بلدي، چرا بر خواب فرزندان آريايي ايرلند و سوگ شهدايي مانند بابي ساندز مرثيه خواني نميكني!؟ اگر دلسوز مردم زمين هستي، نخست از خودت بياغاز! دست از سر مردم اسكاتلند و ايرلند و ولز و استراليا و كانادا و جزاير مالويناس آرژانتين و ساير مستمثرات و مستعمراتي بردار كه هيچ ارتباط خوني و وابستگي نژادي و تاريخي و ... با شما اينگلوساكسونها ندارند!؟. سريالهايي مانند داييجان ناپلئون هم ديگر پاسخگوي اراجيف شما نيست!؟ و تو اي به اصطلاح محقق!!: ميتواني به مشاغل ديگري روي آوري. تويي كه تنها و به ستم نام ايراني بودن را با خود يدك ميكشي ... نفرين و ننگ فرزندان بر امثال شما باد زنده باد همه مردم ايران
جاودانه سرزمين مقدس ايرانزمين ![]() دوستان گرانقدر: برای مطالعه مطلب بالا روی نوشته کلیک کنید موضوعات مرتبط: فرهنگ، تاریخ و سیاست [ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ ] [ دکتر اسفندیار دشمنزیاری ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||