تقديم به روح بلند عزيز سفر كرده و هويت يابم، "پيمان": بررسی پیشینه و هویت تاريخي ايل دشمن‌زياري

قلمرو حكومت دشمن زياري‌هاعزيز سفر كرده‌ام  پيمان، كه هميشه آرزوي آگاهي از هويت و پيشينه خود بود   

پيش‌گفتار (به جاي مقدمه):

آنگاه كه انسان چشم گشود و خود را در آئینه درك به تصویر كشيد، پیوسته در پی كسب هویت و شناخت خویشتن خويش دويد و يافت. گاهي نيز در ابهام فرو رفت. او همواره از خود پرسید: من كيستم؟ از کجا آمده‌ام؟ به كجا خواهم رفت؟ ريشه‌ام به کجا پیوند مي‌خورد؟ نژاد من به كه مي‌رسد؟ زبان مادريم از کجا سرچشمه گرفته است؟ و ده‌ها پرسش دیگر، كه بخش عمده‌اي از ذهن او را به خود مشغول داشت.

شرايط ژئوپلتيك كشور ايران به گونه‌اي است كه با وجود تنوع زبانی، نژادی، ديني و مذهبي، تحرک مكاني و جابجايي‌هاي جمعیتی و غيره، به دشواری مي‌توان بدون مطالعات ميداني و اسنادي و پژوهش‌هاي مردم‌شناسي و جامعه‌شناختي به دانستني‌هايي در مورد نسب و ريشه‌هاي هویتی افراد دست یافت. گاهی نسبت دادن نام خانوادگی افراد به ايل، مكان، شغل و غيره در شناسنامه، اين مسئله را بغرنج‌تر مي‌سازد. خود نگارنده، از گاه رسش (بلوغ) و كسب شناخت نسبي از خود، در برابر پرسش‌هايي در خصوص چرايي، دليل و علت نام‌گذاري عنوان فاميلي، پاسخي به جز "نام يك ايل" نداشت. كم‌كم با حضور در مجامع بزرگ، گسترده‌ و علمي‌تر، پرسش‌ها سخت‌تر و پاسخ‌ها هم طبعا باید مدلل‌تر و علمي‌تر ارائه مي‌شد. از اين رو، جستار زیر كه حاصل سال‌ها تفکر، و مدت‌ها تلاش و بررسی و گردآوری مطلب است، جهت آگاهی پژوهش‌گران، دانشجویان، خوانندگان و علاقمندان به قوم‌شناسي و مردم‌شناسي، همچنین مردان و زنان ایل بزرگم، "دشمن‌زياري" تقديم مي‌گردد.

لازم به گفتن است كه هیچ پژوهش‌گري، نمي‌تواند ادعا كند تحقیق انجام شده کامل و بدون نقص مي‌باشد. لذا، همواره امید دارد که چنین فعاليت‌هايي به انگیزه بیشتر جهت پژوهش‌هاي كامل‌تر منجر شود.

با توجه به موارد بالا، در آغاز گذري به نخستين حكومت‌هاي مستقل ايراني پس از اسلام، سپس با بررسي نسبتا جامع مفهوم واژه دشمن‌زياري و پراكندگي كنوني و در نهايت نگاهي به متون جغرافيايي در سده اخير پرداخته مي‌شود.

نخستين حكومت‌هاي قدرتمند ايراني پس از اسلام

پس از سقوط سلسله ساسانيان و پيروزي مسلمانان تا قرن چهارم هجري قمري كليه حكومت‌ها حاكم غير ايراني و عمدتا عرب بودند.

سرزمين‌هاي طبرستان و دیلم كه در قسمت شمالی البرز و در پناه كوه‌ها و دره‌هاي صعب‌العبور و جنگل‌هاي انبوه قرار دارد، از گذشته دور (حتی پیش از اسلام) حاکمیت خود را حفظ کرده بود، چنانکه زمان انوشیروان (خسرو اول 579 – 531 م) تا مدت‌ها این ولایت يک نوع حكومت خود مختار داشت.

بعد از فتوحات مسلمانان در اکناف ایران (با اینکه تا اقصی نقاط خراسان تحت نفوذ اعراب مسلمان در آمد)،‌ باز هم طبرستان و دیلمان از حملات آنان محفوظ ماند. خاندان‌هاي قدیم آن ولایت، مانند اسپهبدان و قارنيان و خانواده جستان (حدود رودبار و منجيل) همچنان به آداب و رسوم خود زندگی مي‌كردند. همچنین، بسیاری از مردم بر مذهب پيشين خود پايبند بودند. وضعيت همچنان ادامه داشت تا روزگاری كه گروه‌هايي از اعراب طرفدار خاندان حضرت علی (ع) و شیعیان زيديه به آن نواحی پناه بردند و مورد حمایت همان خانواده‌ها قرار گرفتند. چنانکه، وقتی "داعی كبير" حسن بن زید در آن نواحی سكني گزید، جمع كثيري از مردم طبرستان و گيلان به طرفداری او برخاستند. همچنین، در جنگ‌هايي كه ميان او و یعقوب لیث صفاری رخ داد، مردم گيلان از او حمایت بي دریغ نمودند.

آل جستان، در روزگاری كه سامانیان بر طبرستان تسلط یافتند، اغلب به داعيان زيديه مانند ناصر كبير (‌287 تا 301 ه.ق) همراهی و ياري مي‌نمودند. بعد از آن نيز رجال صاحب نفوذ ولایت با زيديه همراهی نمودند. از آن جمع مي‌توان از "ماکان" پسر كاكي و "اسفار پسر شيرويه" و مرد آویج پسر زيار نام برد. سامانیان، توسعه قسمت غربی ممالک خود را تا حدود کرمان و گرگان و ري امتداد داده بودند. در این زمان، قسمت شمالی را ماکان كاكي و سپهداران او اداره مي‌كردند و قسمت جنوبی، يعني کرمان و سیستان،‌ به دست ابو علی محمد بن الياس يكي از سرداران ناراضی ساماني افتاد (حدود 321 ه.ق.). او و فرزندش نزديك چهل سال بر کرمان و سیستان و قسمتی از فارس حکمرانی داشتند. همان‌ها بودند كه حكومت‌نشين کرمان را از سیرجان به محل فعلی کرمان منتقل ساختند و قلعه و باروهای شهر را تعمیر کردند.

لازم به ذکر است كه حكومت آل الياس در سال 357 ه.ق، توسط امراي آل بویه از ميان رفت. و معزالدوله، آل الياس را از سیرجان بیرون كرد.

ماکان كاكي (كاكو = خالو)‌، ابتدا در دربار سامانیان مقام و شغل داشت و حكومت مازندران از جانب آنان به او تفویض شد. اما، طولی نکشید كه مورد خشم نصر بن احمد ساماني قرار گرفت و در جنگی كه ميان او و ابو علی احمد بن محتاج چغاني (سردار ساماني) در حوالی گرگان روي داد، ماکان کشته شد (329 ه.ق.). به طور خلاصه، در ميانه‌ صده‌‌هاي 3 و 4 هجري قمري و بعد از حكومت نيمه مستقل طاهريان و پس از صفاریان و در ایام امارت امراي ساماني بر ماوراءالنهر، خانواده‌هايي از مازندران و سپس گيلان توانستند بر قسمت عمده ایران غربی، يعني از خراسان تا بغداد تسلط یابند. حكومت این خانواده‌ها به دو نام مشخص " زياريان " و " بوييان " در تاریخ شهرت یافته‌ است. در زير به شرح خال هر يك از اين حكومت‌هاي مستقل پرداخته مي‌شود.  

الف - زياريان (‌آل زيار)

مساله طبرستان از همان اوایل طلوع آنها برای سامانیان حل نشده باقی مانده بود. اسفار – پسر شيرويه، هر چند ابتدا با سامانیان همراه بود، اما در آخر كار بر آنان شورید و به تدریج گرگان، طبرستان، قزوین، ري، قم و کاشان را به قلمرو خود درآورد. اسفار، فرماندهی سپاه خود را به يكي از بزرگان ولایت به نام مرد آويچ پسر زيار سپرد. در اين اثنا به تحريك مردآويچ سربازان طغیان كرده و اسفار را در طالقان به قتل رساندند (316 ه.ق.). قلمرو حكومت مردآويچ علاوه بر مازندران و قسمتی از گيلان، به شهرهای ري، قم ، کرج، ابهر و بالاخره همدان رسید. حتی سپاه او تا حدود دينور نیز فرستاده شد (319 ه.ق.).

مردآويچ، به زبان آورده بود كه من شاهنشاهی ساسانی را بر مي‌گردانم. از اينرو، اصفهان را فتح كرد و خیال حمله به بغداد داشت كه پس از برپا كردن مراسم جشن سده در اصفهان، به علت اختلافي كه ميان غلامان ترك و دیلم او پیش آمد، به دست غلامان ترك در حمام کشته شد (323 ه.ق.).

بعد از مردآويچ، جمعی از یاران او برادرش "وشمگير" را از مازندران به اصفهان و ري احضار کردند تا حكومت را به او بسپارند. اما، چنانکه خواهیم دید حكومت ولايت‌هاي عمده دیگر به دست آل بویه افتاد و این خانواده بعضی نواحی قلمرو حكومت خود را به حوالی مرزهای ایران در عصر ساسانی رساندند. در این مدت، وشمگير تنها به حكومت گرگان و قسمتی از مازندران اکتفا كرد (323 تا 357 ه.ق.‌)‌. جنگ‌هاي او با آل بویه، به شکست انجامید و تقاضای كمك از نوح بن نصر ساماني نیز بي نتیجه ماند. وشمگير، در حالی كه آماده نبرد با آل بویه مي شد، در حین شکار مورد حمله گرازی قرار گرفت و کشته شد (اول محرم 357 ه.ق.). بهستون (بیستون) پسر وشمگير، با برادرش قابوس رقابت داشت و حوزه حكومت قابوس (بعد از مرگ برادر) به همان گرگان منحصر شد. در جنگی كه ميان او و آل بویه در حوالی استرآباد در گرفت، شکست خورد و به خراسان فرار كرد (371 ه.ق.). بعد از آن، گرگان به دست آل بویه باقی افتاد و قابوس نیز در 403 ه.ق. به قتل رسید و حكومت زياريان منقرض گرديد.

ب - بوييان (آل بویه، ديلميان يا دشمن‌زياري‌ها)

نبرد آل بویه با آل زيار

در بين سال‌هاي 320-338 ه.ق / 932-949 م، از جانب مرداویج ولایت کرج (کرج ابی دلف) به ابوالحسن علی بن بویه واگذار شد.

واگذاری کرج به پسر بویه ظاهراً بدان سبب بود که عامل آن ناحیه، مقارن آن اوقات موجبات ناخرسندی و بی‌اعتمادی مرداویج را فراهم آورده بود. هر چند سردار گیل، بلافاصله از این اقدام خویش پشیمان شد، اما پسر بویه پیش از آنکه حکم لغو مأموریت از جانب مرداویج را دریافت کند، از ری حرکت کرد و با برادرانش احمد و حسن به همراه عده‏ای که تعدادشان به زحمت به یک صد تن بالغ می‏شد، به کرج وارد گشت.

واگذاری کرج و گرفتن اصفهان

مرداویج که از واگذاری کرج به وی پشیمان بود و توفیق پسر بویه را در تقویت موضع خویش برای خود مایه نگرانی می‏یافت، به شدت ناخرسند شد.

مرداویج که بسط قدرت و تحکیم موضع پسر بویه را برای خود خطرناک دید، در صدد برآمد به هر وسیله‏ای که شده او را از سر راه بردارد. علی بن بویه که به موقع از سوء نظر مرداویج آگاه شد، خدمت او را ترک گفت و به همراهی یاران مورد اعتماد خویش عازم اصفهان شد.

در اصفهان، علی بن بویه، کوشش کرد تا به خدمت ابوالفتح که تعداد کثیری دیلمی در سپاه خویش داشت، در آید ولی به وی اجازه ورود به اصفهان را نداد و حتی با چهار هزار تن از سپاهیانش از شهر بیرون آمد تا از ورود پسر بویه ممانعت کند.

در جنگی که به ناچار روی داد، سپاه بزرگ مظفر، ناباورانه مغلوب و منهزم شد و اصفهان به دست پسر بویه افتاد.

خروج از اصفهان و گرفتن فارس

علی بن بویه که با دویست سیصد تن مرد جنگی، اصفهان را از دست چند هزار سپاهی منسوب به خلیفه بیرون آورده بود، ظاهراً برای اجتناب از درگیری با سپاه مرداویج، در پایان دوباره توقف در اصفهان و پس از جمع آوری یک خراج بی‌هنگام، اصفهان را رها کرد و با عده‏ای که به زحمت به چهار صد تن می‏رسید، عازم فارس شد.

علی بن بویه به منظور جلوگیری از اتحاد سپاه مرداویج که در این هنگام در اصفهان بود، با سپاه یاقوت در شیراز، ضمن آن نامه‏ای به خلیفه نوشت و نسبت به وی اظهار انقیاد و اطاعت کرد، به تحریک ابوطالب نوبندجانی از اعیان فارس که نوبندجان بین راه ارجان به شیراز از وی استقبال کرده بود، عازم فتح شیراز شد. سپاه علی بن بویه در جنگی با سپاه دو هزار نفره یاقوت رو به رو شد و آنها را منهزم ساخت.

جنگ برای فتح شیراز

با شکست جلو دار سپاه یاقوت، اتحاد وی با مرداویج به سرعت شکل گرفت و پسر بویه که همواره از این اتحاد بیم داشت، به منظور ممانعت از برخوردش با سپاه مرداویج، از درگیری با یاقوت خودداری ورزید و حتی به فکر عزیمت به کرمان افتاد.

اما در حدود بیضاء، سپاه یاقوت راه را بر بویه بست و جنگ برای دو طرف ناگزیر شد و یاقوت با سپاه عظیم خویش که عده‏ای از سپاه خاص خلیفه مثل ساجیه و حجریه هم در میان آن بود، در مقابل سپاه علی بن بویه که تعداد آنها به یک دهم سپاه یاقوت هم نمی‏رسید، مغلوب و منهزم شد «جمادی الثانی 322 ق / جون - جولای 934 م» .

علی به دنبال این پیروزی در تعقیب دشمن عازم شیراز شد. در راه زرقان به شیراز پسر بویه خبردار شد که یاقوت از شیراز هم گریخته و شهر را بی‌دفاع رها کرده است. با آن که در بین راه بعضی از اعیان ولایت و عمال خلیفه به وی پیوستند و او آنها را با محبت و تکریم پذیرفت، ورود وی به شیراز بی‌حادثه نماند. عده‏ای از دیلمیان سپاه بویه به دست غلامان یاقوت کشته شدند و به فرمان علی، برادرش ابوالحسین احمد با شدت و خشونتی که خاص او بود، از این غلامان انتقام کشید.

مقابله با مرداویج و یاقوت

در این میان، کار یاقوت و مرداویج نیز به اختلاف و سوء ظن کشید. اهواز و رامهرمز و ایذه و عسکر مکرم به دست مرداویج افتاد و یاقوت به واسط بازگشت. علی بن بویه هم که وجود سپاه گیل و دیلم را در اهواز برای قلمرو نفوذ خود مایه تهدید یافت، کوشید با مرداویج از در صلح درآید. قتل ناگهانی مرداویج، دل‌نگرانی علی را برطرف ساخت. یاقوت هم که برای رفع سوء ظن خلیفه و جلب رضای او در حدود اهواز دوباره در صدد مبارزه با سپاه بویه برآمد، توفیقی نیافت و قتل او در 324 ق / 935 - 6 م،  فارس را برای علی بن بویه از دغدغه و خطر ایمن کرد

نسب آل بویه

آل بویه در اوج اقتدار و شهرت، نسب خود را به ساسانیان رساندند. آنها اولاد بویه بن فنا خسرو دیلمی بودند که گفته می‌شد در بین طوایف دیلم به قبیله‏یی موسوم به شیر‌زیل‌آوند (شیر دل وند) منسوب بوده‏اند.

صحت این انتساب که آنها را به بهرام گور پادشاه ساسانی منسوب می‏دارد، مثل آنچه در مورد آل زیار و حتی آل بویه در عهد عضدالدله انتشار یافت، در حاليكه خود بویه و پسرانش چنان ادعایی نداشتند. آل بویه نام خود را از ابوشجاع «بویه» گرفتند كه پدر بنیانگذاران این سلسله بود. نام "فنا خسرو" در مورد پدر بویه، حاکی از تازه مسلمان شدن او است.

وی سه فرزند به نام های علی، حسن و احمد داشت. ابوشجاع بر اثر تنگ‌دستی، هر سه فرزندش را در ارتش حكومت مردآويچ وارد كرد. این سه فرزند، چنان لياقتى از خود نشان دادند كه به سمت فرماندهی سپاه منصوب گردیده و شهرت فراوانی به دست آوردند. سرانجام از اطاعت مردآويچ سرپيچى کرده و ادعای استقلال نمودند. علی (عمادالدوله) پسر بزرگ ابوشجاع، نخستین پادشاه از سلسله آل بویه است كه در زمان پادشاهی مردآويچ، به فرماندهی کرخ از توابع خوزستان رسيد.

مذهب آل بويه:

تاريخ‌نگاران، آل بویه را نخستین سلسله قدرتمند شیعه مي‌دانند. ابن كثير مى‌گويد: تیره آل بویه، همه شیعه بوده‌اند. بر اساس برخی مدارک، مراسم سوگواری ماه محرم از زمان سلسله آل بویه (قرن چهارم هجری) پا گرفت. فتح بغداد توسط آل بویه، به شیعیان امکان داد كه بتوانند مراسم عزاداری در سوگ سالار شهیدان و یاران او را آشکارا برگزار کنند.

به نقل از ابن اثیر: این جریان تا پس از چند سده يعني تا دوره صفویه و  رسمی شدن مذهب شیعه در ایران، ادامه یافت.

قلمرو آل بويه

آل بویه به فاصله كوتاهى نواحی مختلف ایران را به تصرف در آوردند و از جنوب غربی ایران خود را به بغداد رساندند (334ق)، اما متاسفانه به جای سرنگونی خلافت عبّاسی تنها به تعویض خلیفه «المطيع» به جای «المستكفى» اکتفا کردند.

برادران بویه در فاصله چند سال «320 - 327 ق / 932 - 939 م» توانستند اصفهان و فارس و اهواز را در تصرف خویش گیرند و دامنه نفوذ خود را فراگیر نمایند. بدان حد که خلیفه بغداد را دست نشانده خویش سازند و به مدت چهل سال تا پایان دوره فرمانروایی عضدالدوله «وفات محرم 372 ق / 982 م» نمونه‏ای از یک دولت با ثبات و متحد و عاری از خلل را به منصه ظهور برسانند. دولتی که قلمرو وسیع آن از جرجان و طبرستان و جبال و اهواز تا فارس و کرمان و عراق و عمان را شامل می‏شد و تفوق امیر الامرایی خاندان این همه را از لحاظ دفاعی وحدت می‏بخشید و آن را از آسیب تفرقه و تجزیه مصون نگه می‏داشت.

دولت آل بویه در عهد عضدالدله که اوج دوران شکوفایی آن بود، از دریای خزر تا بحر عمان و از دشت کرمان تا ماوراء فرات را شامل می‏شد. طبرستان و ديلمان و مناطق كوهستاني در تصرف وی بود و در تمام این قلمرو وسیع، نظارت و مراقبت دقیق او به گونه شگفت‌آوری محسوس و مرئی به نظر می‏رسید. در خارج از قلمرو وی نیز، از جمله سیستان و حتی در سند به نام وی خطبه خوانده می‏شد.

امیر یمن برای وی هدیه می‏فرستاد و امیر حلب گه گاه خود را به اظهار طاعت نسبت به وی موظف می‏دید. العزیز بالله خلیفه فاطمی مصر برای مقابله با تهدید بیزانس از وی درخواست کمک می‏کرد. او با امپراتور بیزانس و سرداران آن دیار برای واگذاری قلعه‏های سرحدّی و مبادله اسیران و گروگان‌ها روابط سیاسی داشت.آل بویه «320-447 ق / 932-1055 م»

دولت آل بویه احیاگر سنت های ایرانی

تصویری که از تجربه حكومت آل بویه در تاریخ باقی ماند، جامعه‏ای پر تحرک و زنده و متنوع و محیط نسبتا باز و آزاد و آکنده از استعدادهای سازنده بود. در اين حكومت بود كه شوق به زنده‌سازي سنت‌های ایرانی به نسل‌هاي آينده انتقال يافت.

تسامح فکری هم تا حدی بود که به اهل ذمه نیز در کارهای حکومت مجال همکاری می‏داد و از اختلافات فرقه‏ای هم مانعی برای رشد و توسعه افکار فلسفی به وجود نمی‏آورد.

رنسانس ايراني

دوره شصت ساله نخستین سلاطین آل بویه را دوره رنسانس ایرانی می‏دانند هر چند نتایج آن بهره ترکمانان شد که همین امر باعث جلوگیری و رشد و درخشندگی بیشتر آن گردید، این تجربه با حوادث تلخ بعدی و هجوم ترکان و مغولان پژمرده شد و در زیر رگبار خشونت و خرابی، برگ‌های لطیفش از شاخه جدا و شکوفه‏های زود رسش پرپر گرديد.

سقوط حكومت آل بويه (دشمن‌زياري‌ها)

بوييان، نمونه بارز امراى مستولی در ميان سلسله های ایرانی بودند. تا این که طغرل سلجوقی، نیشابور، گرگان و طبرستان و ... را فتح کرد. طغرل، در سال 447 ه.ق. بغداد را از ملک رحیم دیلمی، آخرین حاکم آل بویه گرفت و این سلسله را بر انداخت و خاندان سلجوقی را بنیان نهاد.

نتيجه‌گيري (علت نام‌گذاري آل بويه با عنوان دشمن‌زياري):

 در صده 250 تا 450 هجري شمسي متعاقب با حكومت سامانيان در ايران و به قدرت رسيدن زياريان توسط مردآويج (پيروان حسن ابن زيد نوه اميرالمومنين) آل بويه (علويان ايران - ديلميان) بخش عمده‌اي از كشور را تصرف كردند.

بويه فرزند ابوشجاع، سه پسر به نام‌هاي علي، حسن و احمد داشت كه بعدها از سوي خلفا ديني عمادالدوله و ركن‌الدوله لقب يافتند. بويه‌اي‌ها به عنوان دشمنان اصلي، با آل زيار جنگيدند تا اينكه در هفده مرحله جنگ رو در رو تمام مناطق تخت نفوذ را از چنگ ايشان خارج كردند. به همين دليل آل بويه را دشمن آل زيار مي‌گويند. لذا، سرچشمه واژه دشمن‌زياري هم از همين جا ناشي مي‌شود.

پس از ترك تازي غزنويان و سلجوقيان و دشمني آنها با آل بويه و قتل عام عمومي اجداد اين قوم، از نوه‌هاي ركن الدوله و......ابو كاليجار دو فرزند به نام‌هاي ابو علي ديلمي و ملك‌رحيم بودند. ابو علي و نويدجان در ( نورآباد ممسني) حکومت داشتند كه جد دشمن‌زياري‌هاي فارس، و ملك‌رحيم جد دشمن‌زياري‌هاي كهگيلويه و بوير احمد مي‌باشند.

به قلم: دكتر اسفنديار دشمن زياري 

                          منبع: روزنامه وزين طلوع فارس (شهريور و مهر ۱۳۸۷)

                    لطفا براي مطالعه بقيه جستار، روي ادامه كليك كنيد        

ادامه نوشته

  نگاهی به اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده

معاون فنی و حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور در ۲۴ شهریور از لغو قانون تجمیع عوارض پس از اجرایی شدن قانون مالیات بر ارزش افزوده از اول مهر ماه سال جاری، خبر داده بود. قاسم پناهی با بیان آنکه قانون مواردی از دریافت عوارض مربوط به قانون تجمیع عوارض را که لازم دیده در این قانون آورده است، گفت: عرضه کالاها و ارائه خدمات در ایران و همچنین واردات و صادرات آنها مشمول مقررات این قانون خواهد شد. وی با بیان آنکه براساس این قانون برای تمام کالاها و خدمات دو نرخ خاص و عمومی در نظر گرفته شده است، گفت: نرخ خاص مربوط به فرآورده های نفتی و مواد دخانی و نرخ عمومی مربوط به دیگر کالاها و خدمات از جمله نوشابه و خدمات مخابراتی است که از بخش خاص به این بخش منتقل شده اند. این مقام مسوول که در خصوص معافیت های مالیاتی این بخش سخن می گفت، افزود: محصولات کشاورزی فرآوری نشده، دام و طیور زنده، آبزیان، زنبور عسل و نوغان، انواع کود، سم، بذر و نهال، آرد خبازی، نان، گوشت، قند، شکر، برنج، انواع حبوب و سویا، شیر، پنیر، روغن نباتی و شیرخشک مخصوص تغذیه کودکان، کتاب، مطبوعات، دفاتر تحریر و انواع کاغذ چاپ، تحریر و مطبوعات، اموال غیرمنقول، خدمات مشمول مالیات بر درآمد حقوق موضوع قانون مالیات های مستقیم، خدمات بانکی و اعتباری بانک ها برخی از کالاها و خدماتی هستند که در قالب این نوع مالیات از معافیت برخوردارمی باشند. معاون فنی و حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور در خصوص معافیت مالیاتی به صورت پرداخت قابل استرداد و تهاتری نیز گفت: مالیات هایی که مودیان موقع خرید کالا یا خدمات برای فعالیت های اقتصادی خود به استناد صورتحساب های صادره موضوع این قانون پرداخت کرده اند، بر حسب مورد از مالیات های وصول شده توسط آنها کسر یا به آنها مسترد خواهد شد.

به گفته وی، ماشین آلات و تجهیزات خطوط تولید از جمله کالاهای مورد استفاده برای فعالیت های اقتصادی مودی محسوب می شود. وی اضافه کرد: در صورتی که مودیان مشمول این بخش در هر دوره مالیاتی اضافه پرداختی داشته باشند، مالیات اضافه پرداخت شده به حساب مالیات دوره های بعد مودیان منظور خواهد شد و در صورت تقاضای مودیان، اضافه مالیات پرداخت شده از محل وصولی های جاری درآمد مربوط، مسترد خواهد شد. پناهی در ادامه اظهار داشت: در صورتی که مودیان به عرضه کالا یا خدمات معاف از مالیات موضوع این قانون اشتغال داشته باشند یا طبق مقررات این قانون مشمول مالیات نباشند، مالیات های پرداخت شده بابت خرید کالا یا خدمت تا این مرحله قابل استرداد نمی باشد. وی تصریح کرد: در صورتی که مودیان به عرضه توام کالاها یا خدمات مشمول مالیات و معاف از مالیات اشتغال داشته باشند، فقط مالیات های پرداخت شده مربوط به کالاها یا خدمات مشمول مالیات در حساب مالیاتی مودی، منظور خواهد شد. به گفته پناهی، آن بخش از مالیات های ارزش افزوده پرداختی مودیان که طبق مقررات این قانون قابل کسر از مالیات های وصول شده یا قابل استرداد نیست، جزو هزینه های قابل قبول موضوع قانون مالیات های مستقیم محسوب می شود. مبالغ اضافه دریافتی از مودیان بابت مالیات موضوع این قانون در صورتی که ظرف سه ماه از تاریخ درخواست مودی مسترد نشود، مشمول خسارتی به میزان ۲درصد در ماه نسبت به مبلغ مورد استرداد و مدت تاخیر خواهد بود.

معاون سازمان امور مالیاتی کشور با بیان اینکه معافیت های مالیاتی ذکر شده نیز از ابتدای مهر ماه سال جاری قابل اجراست، تاکید کرد: براساس برنامه چهارم توسعه درآمدهای حاصل از صادرات کالا و خدمات فنی و مهندسی تا پایان برنامه چهارم همچنان از معافیت مالیاتی برخوردار هستند. وی با بیان آنکه براساس این قانون، دستگاه مجری و وصول کننده اعم از دریافت عوارض و مالیات کالای خاص و عام، سازمان امور مالیاتی کشور است، گفت: براساس قانون، فعالان اقتصادی باید عملکرد اقتصادی خود را متناسب با فصول بهار، تابستان، پاییز و زمستان تقسیم کرده و تا ۱۵روز بعد از پایان هر فصل اظهارنامه های تنظیمی خود را به حساب های ذکر شده، واریز کنند. پناهی با بیان آنکه ضمانت اجرایی لازم برای انجام تعهدات فعالان اقتصادی در این قانون دیده شده است، افزود: مودیان مالیاتی در صورت انجام ندادن تکالیف مقرر در این قانون یا در صورت تخلف از مقررات، علاوه بر پرداخت مالیات متعلق و جریمه تاخیر، باید جرایم مختلفی پرداخت کنند. وی در خصوص اینکه درآمدهای ناشی از مالیات جمع آوری شده و عوارض کسب شده از محل اجرای این قانون به کدام حساب ها واریز خواهد شد، گفت: مالیات های جمع آوری شده به حساب درآمدهای عمومی خزانه و عوارض کسب شده نیز به حساب تمرکز وجوه وزارت کشور که بین تمام شهرداری ها و دهداری های کشور توزیع می شود، واریز خواهد شد.

معاون فنی و حقوقی سازمان امور مالیاتی با بیان آنکه فعالان اقتصادی باید از صورتحساب های فروش کالا و خدمات موجود برای فعالیت خود استفاده کنند، گفت: در صورتی که تغییری در این صورتحساب ها رخ دهد، به تمام مودیان اعلام خواهد شد. وی با بیان آنکه مالیات بر ارزش افزوده از نوع مصرفی است، اظهار داشت: فصلی بودن دوره های مالیاتی با امکان کاهش دوره برای مودیان خاص (۳ماهه)، تک نرخ با نرخ پایین ۳ درصد شامل ۵/۱ درصد مالیات و ۵/۱ درصد عوارض، نرخ ویژه و بالاتر برای مواد دخانی و انواع سوخت، گستردگی معافیت ها با پوشش حدود ۵۰درصد سبد کالاهای مصرفی خانوار و بیش از ۷۰درصد سبد کالاهای مصرفی خانوار در پایین ترین دهک درآمدی جامعه برخی از ویژگی های این نوع مالیات است. پناهی در ادامه اظهار داشت: اعمال نرخ صفر برای حمایت از صادرات، نرخ یکنواخت جرایم تاخیر برای سازمان امور مالیاتی (در مورد استرداد) و مودیان ماهانه ۲درصد، امکان بهره برداری از خدمات حسابداران رسمی توسط سازمان امور مالیاتی و بنگاه های اقتصادی و حمایت از تولیدکننده برخی دیگر از ویژگی های این قانون است. با توجه به این مقدمه، در ان مقاله شناخت مالیات بر ارزش افزوده، اثرات آن بر اقتصاد کشور و چشم انداز نظام مالیاتی کشور مورد بررسی قرار می گیرد. مالیات بر ارزش افزوده - نسبت به سایر مالیات های مرسوم - یک مالیات جدید است.

گسترش این سیستم، یکی ازمهمترین توسعه های مالیاتی و بی شک یکی از جدال برانگیزترین مباحث اواخر قرن بیستم است. این سیستم مالیاتی باتلاش اقتصاددانان برای رفع یا کاهش اختلال و نارسایی های مالیاتی سنتی و همچنین افزایش درآمد دولت شکل گرفت. مالیات بر ارزش افزوده یک نوع مالیات بر فروش چند مرحله ای است که خرید کالاها و خدمات واسطه ای را از پرداخت مالیات معاف می کند. در واقع یک اعتبار مالیاتی برای خریدهای واسطه ای بنگاههای اقتصادی در نظر گرفته می شود که باعث از بین رفتن پدیده مالیات بندی مضاعف می شود بنابراین عوامل اقتصادی برای هر ارزش ایجادشده فقط یک بار مالیات می پردازند. ]استهلاک + اجاره+ سود+ بهره+ دستمزد = ارزش افزوده[ پیش از این مالیات بر ارزش افزوده به صورت غیرمستقیم اجرا می شد و تعداد کمی از تولیدات مانند حامل های انرژی و... را پوشش می داد. با استقرار سیستم مالیات بر ارزش افزوده در کشورهای غربی و پس از آن کشورهای آفریقای جنوبی، اجرای آن در بسیاری از کشورها مورد توجه قرار گرفت تا اهداف اقتصادی تحقق یابد.

مالیات بر ارزش افزوده نخستین بار در سال ۱۹۱۸ میلادی و از سوی فون زیمنس siemens von ارائه گردید و تا چند دهه پس از آن مورد بحث و بررسی قرار گرفت. این نوع مالیات با ارائه روش اعتباری آدامز (۱۲۹۱ - Abams) در سال ۱۹۵۷ توسط لاره (laure) توسعه یافت.

اما مالیات بر ارزش افزوده در فرانسه و در سال ۱۹۴۸ به اجرا درآمد. این مالیات پس از اصلاح سیستم مالیات بر فروش تحت عنوان مالیات بر ارزش افزوده از نوع مصرف در فرانسه اعمال گردید. البته این شکل مالیات به طور جامع برای نخستین بار در سال۱۹۶۸ در برزیل پیاده شد. این در حالی بود که کمیته مالی اتحادیه اروپا، اجرای مالیات بر ارزش افزوده را از سال۱۹۶۲ به کشورهای عضو توصیه می کرد. بالاخره شورای اتحادیه اقتصادی اروپا برای هماهنگ سازی سیستم های مالیاتی و حمایت از تجارت، تمام اعضا را ملزم کرد تا از اول ژانویه ۱۹۷۰ این سیستم را در تمام کشورهای عضو اتحادیه اروپا اعمال کنند. در این دوره مالیات بر ارزش افزوده عمده ترین منبع درآمدی در فرانسه، آلمان، بلژیک، هلند، دانمارک، نروژ و سوئد بود. اگرچه این نوع مالیات در یک دهه رشد چندانی نداشت اما درنیمه دوم دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ به اوج رسید تا جایی که در دو دهه پایانی قرن بیستم سریع ترین رشد را در کشورهای جهان داشت و براساس آخرین آمار مالیات بر ارزش افزوده هم اکنون در بیش از ۱۵۰ کشور جهان اجرا می شود.

اگرچه وصول مالیات درایران قدمتی هزاران ساله دارد، اما بررسی آن نشان می دهد که مالیات در هردوره وضعیت خاصی داشته و به صورت جامع و فراگیر نبوده است. نخستین قانون جامع مالیات بر درآمد در ایران در سال ۱۳۰۹ به تصویب رسیده که در نوع خود دچار عیب ها و نواقصی بوده است. پس از تغییر و اصلاحات بسیار در سالهای بعد، نخستین و جامع ترین قانون مالیاتی مالیات های مستقیم در سال ۱۳۴۵ تصویب شد.

تلاش برای اجرای مالیات بر ارزش افزوده در ایران به سال ۱۳۶۶ باز می گردد. لایحه مالیات بر ارزش افزوده نخستین بار در این سال به مجلس و با احتساب ۶ ماده در شرایط خاص اقتصادی ویژه جنگ و اجرای سیاست های تثبیت قیمت تصویب شد که به صورت نیمه کاره و با تقاضای دولت از دستور کار مجلس خارج شد. با پیشنهاد دپارتمان امور مالی صندوق بین المللی پول در سال ۱۳۷۰ اجرای سیستم مالیات بر ارزش افزوده با هدف اصلاح نظام مالیاتی در دستور کار وزارت امور اقتصادی و دارایی قرار گرفت که با تلاش های انجام شده هرچند قانون آن در مجلس دوره قبل تصویب شده و قرار بود از اول فرودین ۱۳۸۴ اجرا شود این لایحه، از اول مهر ماه جاری ۱۳۸۷ به صورت اجرایی درآمد.

اگرچه آثار مستقیم استقرار این نظام افزایش درآمد و تامین قابل ملاحظه درآمد دولت به عنوان یک منبع درآمد با ثبات و انعطاف پذیر، گسترش پایه های مالیاتی، از میان نرفتن انگیزه سرمایه گذاری و تولید و همچنین استقرار نظام مالیاتی خود اجرا و برمبنای خود اظهاری است که به شفاف سازی مبادلات و فعالیت های اقتصادی کمک کرده و موجب سهولت اعمال انواع دیگر مالیات می شود، اما نباید فراموش کرد که برای اجرا و استقرار چنین نظامی لازم است آثار اقتصادی آن به طور کامل بررسی، پیش بینی و آماده گردد. در غیر این صورت با آثار تورمی ناشی از اعمال نظام مالیات بر ارزش افزوده نمی توان مقابله کرد.

بررسی های انجام شده بر آثار اقتصادی مالیات بر ارزش افزوده به سه بخش درآمدی، تورمی و توزیعی تقسیم می شود. اندازه گیری گستردگی پایه مالیات، نخستین قدم در تخمین درآمدهای ناشی از اجرای مالیات برارزش افزوده است که در این راستا باید انتخاب و نوع مالیات، اصول مبدا یا مقصد و همچنین نحوه محاسبه این مالیات محاسبه و توسط قانونگذار مشخص شود. اما آثار تورمی دراین نظام یکی از بحث انگیزترین مسائلی است که موجب شده تا بعضی کارشناسان نظام مالیاتی یادشده را به زیر سوال ببرند. با توجه به این که بسیاری از کالاها و خدمات که قبلا مشمول مالیات نبوده اند در سیستم مالیات بر ارزش افزوده مشمول آن می شوند، بنابراین آثار تورمی نگرانی هایی در خصوص افزایش سطح قیمت ها به وجود آورده است. براساس مطالعات و شواهد بررسی اثر اجرای مالیات کشور به دلیل نبودمالیات بر ارزش افزوده در ادبیات اقتصادی ایران مشکلات بسیاری به همراه دارد. از این رو کارشناسان با استفاده از تجربه های جهانی و وجود پدیده های اقتصادی موجود در کشور نرخ پیشنهادی برای این نظام مالیاتی باعث افزایش قیمت ها برای مصرف کننده در حد ۱ ۵/ درصد می شود. بسیاری از کارشناسان به دنبال اثر تورمی، آثار توزیعی مالیات برارزش افزوده را نیز یکی از مشکلات این نظام می دانند چرا که موجب تغییر قدرت خرید گروه های مختلف درآمدی (به دلیل تغییر قیمت کالاها در سبدمصرفی خانوار) خواهد شد. اما بعضی دیگر معتقدند که این افزایش قیمت یک انتقال کوتاه مدت درنرخ رشد شاخص بهای مصرف کننده است.

از نتایج مهم اجرای نظام مالیات برارزش افزوده، شفافیت نظام مالیاتی و کاهش فرارهای مالیاتی است مالیات بر ارزش افزوده، مالیات برارزش افزوده یک بار برای همیشه تورم به همراه دارد، اجرای سیستم مالیات برارزش افزوده محدوده مالیات کشور را گسترش می دهد.

در همین راستا کارشناسان مطرح نظام مالیات بر ارزش افزوده پیشنهاد می کنند که برای اجرای آن باید درمرحله نخست بنگاه های بزرگ تولیدی مشمول چنین سیستم مالیاتی قرارگیرند و به تدریج با شناسایی کامل مودیان، نظام مالیات بر ارزش افزوده به مرحله خرده فروشی گسترش یابد. این درحالی است که اجرا باید در زمانی اعمال شود که اقتصاد کشور در حالت آرامش و ثبات نسبی قیمت ها باشد. بدون تردید با اتخاذ سیاست های تکمیلی و کنترل تورم همراه با سیاست های نظام مالیات می توان اثرات تورمی را به حداقل رساند. کشورهایی که شفاف سازی مبادلات اقتصادی بیشتری مدنظرداشته اند از نرخ هایی پایین تر استفاده کرده اند و دیگر کشورها جنبه درآمدی بیشتری را مدنظر قرارداده اند.

شاید بتوان پیدایش «مالیات بر ارزش افزوده» را مهمترین رویداد اقتصادی دهه های پایانی قرن بیستم ذکرکرد که هرروز بر اهمیت آن نیز افزوده میشود. تا چهل سال پیش، بحث مالیات، یک بحث غیرنظری و صرفا کاربردی تصور میشد، اما امروزه بحث سیستم مالیاتی یکی ازمحورهای مهم بحث سیستم اقتصادی درجهان تصور میشود. «مالیات بر ارزش افزوده»، اکنون در بیش از ۱۵۰ کشورجهان، کم و بیش اعمال می شود و بیش از یک چهارم عواید مالیاتی جهان به کمک این روش جمع آوری می شود. همانگونه که اشاره شد، «مالیات بر ارزش افزوده (VAT)» به نوعی از مالیاتی اطلاق میشود که به فروش کالا در تمامی مراحل تولید آن وضع میشود. شاخصه اصلی این نوع مالیات این است که مالیاتی که بر مواد اولیه مورد نیاز هر بنگاه اقتصادی تعلق می گیرد از مالیاتی که بر فروش محصول نهایی این بنگاه تعلق میگیرد، کسر میشود. برخلاف مالیات بر خرده فروشی، (که به موجب آن فقط مالیات در مرحله فروش نهایی کالا اخذ میگردد) عواید مالیاتی در سیستم مالیات بر ارزش افزوده در تمامی مراحل تولید جمعآوری میشود. برخلاف سیستم ساده مالیات بر سرمایه برگشتی: Tax Turnover) که مالیات بر فروش کالای نهایی و واسطه تعلق میگیرد) تولیدکنندگان می توانند مطمئن باشند که مالیات بر مواد اولیه مورداستفاده بنگاه، دوباره از ایشان اخذ نخواهدشد.

از آنجایی که مالیات پرداختی بر مواد اولیه، در قسمت نهایی محصول بنگاه منظور میگردد، تصمیمگیری های تولیدی صحیح تر اتخاذ شده و از مالیات مرحله ای: Tax Cascabe) مالیاتی که بر هر مرحله از فروش وضع می شود) اجتناب می گردد. مالیات بر ارزش افزوده، بسیار شفاف است و مشمول تمامی بنگاه های اقتصادی می شود که عواید سالانه آنها از سطح معینی تجاوز می کند. (و فقط بنگاه های فروشنده کالای نهایی را دربر نمی گیرد). از آنجایی که در نهایت، این ارزش کالای نهایی است که مبنای دریافت مالیات قرار می گیرد، می توان گفت که مالیات بر ارزش افزوده در واقع مالیات مصرف نهایی است. علی رغم دستاوردهای بزرگی که سیستم مالیات بر ارزش افزوده به آن نائل شده، توانایی ها و ظرفیت های این سیستم، هنوز کاملا بازشناخته و مورد بهره برداری قرار نگرفته است.

با اجرای طرح جامع مالیاتی کشور که اخیرا به تصویب مجلس رسید، شبکه مالیاتی جامعی مستقر خواهدشد که به وسیله آن بسیاری از حلقه های زنجیره مبادلات اقتصادی که از نظارت سیستم مالیاتی خارج هستند، شناسایی و از فرار مالیاتی مودیان (افزایش درآمدهای مالیاتی) جلوگیری خواهدشد. در این راستا تصویب و اجرای نظام مالیات بر ارزش افزوده نیز تحولی بزرگ در نظام مالیاتی کشور و تحقق اهداف اقتصادی- اجتماعی سیستم مالیات بر درآمد به وجود می آورد. اما در این تحول هنوز اما و اگرهای بسیاری مطرح می شود. زیرا از سویی مطالعات نظری و تجربی در حوزه مالیه عمومی باتوجه به حجم بزرگ دولت در اقتصاد ایران همچنان ناچیز است که آن هم باحضور پررنگ نفت و درآمدهای ارزی و ریالی آن در سبد درآمدی دولت چندان عجیب نیست و ازسوی دیگر مشکلات ساختاری و هزینه های سیاسی اصلاحات مالی به ویژه در بخش مالیات ها که از عمده مسائل اصلاحات اقتصادی درکشور است نشان از مسیری پر فراز و نشیب در اجرای نظام مالیاتی مناسب در کشور دارد که بدون شک با عملکرد صحیح مسوولان و شناخت چالش های اقتصادی موجود چشم انداز مناسبی برای نظام مالیاتی کشور به دنبال خواهدداشت.

در پایان چند ین پیشنهاد در مورد به کارگیری نظام مالیات بر ارزش افزوده در ایران ذکر می شود :

۱) تعیین و تشکیل یک سازمان مستقل با اختیارات ویژه در زیرمجموعه معا ونت مالیاتی که به صورت یک مدیریت مستقل اقدام به کار کند که این امر ظاهرا به نوعی محقق شده است،

۲) تعیین دقیق موارد مشمول مالیات بصورت روز آمد شدن (در صورتی که قرار است معافیت های تغیر کرده و به روز شود)،

۳) پرهیز از هر گونه شتابزدگی و تعجیل در به کارگیری این روش: بدین منظور به نظر می رسد مالیات بر ارزش افزوده در ابتدا برای تولیدات کارخانه ای و سپس در صورت موفقیت آمیز بودن برای دیگر کالاها و سایر سطوح در نظر گرفته شود،

۴) تشکیل یک گروه جهت تعیین اولویت ها و بررسی مسایل و موضوعات مربوط به اجرا و سایر مسایل مربوط تعیین یک نرخ واحد برای این مالیات به منظور سهولت در اجرا و کارای بیشتر،

امید است که با به کارگیری بهینه و مطلوب نظام مالیات بر ارزش افزوده در کشور، نظام مالیاتی ایران از کارایی و بازدهی بیشتری برخوردار شود.

                                               منبع: سايت آفتاب

ارزش پول‌ها کجا تعیین می‌شود؟

تا پیش از جنگ جهانی اول، سیستم استاندارد طلا مورد استفاده کشورها قرار می‌گرفت. براساس این سیستم ارزش هر ارز به میزان طلایی بستگی داشت که پشتوانه آن بود. به طور مثال: ارزش هر اونس طلا برابر ۵/۶ دلار آمریکا و ۷/۳پوند انگليس بود. در نتیجه، قیمت هر پوند انگلیس برابر۰۵/۲ دلار محاسبه می‌شده است. در قالب این سیستم، نرخ ارز کشورها دارای ثبات نسبی بود و نوسانات زیادی صورت نمی‌پذیرفت اما با آغاز جنگ جهانی اول، این سیستم دیگر کارایی نداشت و کشورها تا پایان جنگ جهانی دوم از نظام‌های ارزی متفاوتی برای حفظ ارزش پول ملی استفاده می‌کردند.

در سال ۱۹۴۴ در نیوهمپشایر آمریکا و در هتلی بهنام برتون وودز کنفرانسی با حضور نمایندگان ۴۵ کشور جهان تشکیل گردید. براساس نتایج جلسه، مقرر گردید بانک جهانی به دلیل بی‌ثباتی اقتصاد بین‌الملل اقدام به تعیین نرخ ثابت برابری ارزها نماید و از سوی دیگر دلار آمریکا به‌عنوان رابط سایر ارزها با طلا تعیین شد. از اینرو، ارزش هر اونس طلا ۳۵ دلار تعیین شد و دلار آمریکا معیار تعیین ارزش سایر ارزها قرار گرفت. سیستم فوق ثباتی ۲۰ ساله در اقتصاد جهانی ایجاد کرد که سرانجام در دهه ۷۰ از هم فرو پاشید. در سال ۱۹۶۷ بانکی در شیکاگو از دادن وام به صورت پوند به یک استاد دانشگاه به نام میلتون فریدمن خودداری کرد زیرا وی قصد داشت از این وام برای سلف خریدن پول کشور انگليس استفاده کند. فریدمن که می‌دانست پوند در مقابل دلار، ارزش بسیار بالاتری دارد، قصد داشت آنرا بفروشد و بعد از آنکه قیمت آن نزول کرد، دوباره آن را جهت بازپرداخت به بانک بخرد و به این وسیله در زمان اندکی سود ببرد. خودداری بانک از دادن این وام بر اساس توافقنامه برتون وودز بود که ۲۰ سال پیش از آن به تصویب رسیده بود. بر اساس این توافقنامه نرخ پول ملی هر کشور در برابر دلار ثابت بود و برای دلار نرخ ۳۵ دلار در مقابل هر انس طلا تعیین شده بود.

هدف توافقنامه برتون وودز که از سال ۱۹۴۴ به اجرا درآمد، ایجاد ثبات بین‌المللی پولی با جلوگیری از به جریان افتادن پول بین کشورها و محدود ساختن سوداگری با پول دیگر کشورها بود. قبل از این توافقنامه، پایه ارز طلا بر سیستم اقتصاد بین‌المللی حاکم بود. در سال ۱۹۷۱ نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا رابطه دلار و طلا را قطع کرد. بدین ترتیب، ارزش دلار به عرضه و تقاضای جهانی وابسته شد. در همان سال توافقنامه‌ای مشابه با برتون وودز به‌نام اسمیت سونیان امضا شد. براساس آن، نوسانات محدودی برای ارزها مجاز شمرده شده بود. در سال ۱۹۷۲ کشورهای اروپایی برای فرار از وابستگی به دلار آمریکا دست به امضای توافقنامه‌ای زدند که طی آن نرخ ارز کشورهای امضا کننده تا میزان ۲۵/۲ درصد اجازه نوسان یافت. در نهایت هر دو توافقنامه فوق لغو شدند و نظام ارز شناور از سال ۱۹۷۴ با امضای توافقنامه جامائیکا رسما مورد پذیرش قرار گرفت. از آن پس کشورها اجازه یافتند تا نظام ارزی دلخواه را انتخاب نمایند. در سال ۱۹۷۸ کشورهای اروپایی مجددا در جهت کاهش تسلط دلار آمریکا اقدام نمودند و نهایتا سیستم پولی واحد اروپا یاEMS را بنا نهادند.

از سال ۱۸۷۶ تا جنگ جهانی اول، پایه ارز طلا باعث ایجاد فاز جدیدی در ثبات قیمت‌ها شد، چراکه قیمت طلا پشتیبان پول بود. این سیستم موجب شد سنت صدها ساله پادشاهان و فرمانروایاني که ارزش پول را خودسرانه پایین می‌آوردند و باعث ایجاد تورم می‌شدند، منسوخ شود. اما توافقنامه برتون وودز و پایه ارز طلا سیستم‌های بی‌ایرادی نبودند، هنگامی که یک اقتصاد به قدرت می‌رسید، شروع به واردات سنگین از کشورهای دیگر می‌کرد تا آنجا که ذخایر طلایی که پشتوانه پول آن اقتصاد بود، ته می‌کشید در نتیجه این امر، از عرضه پول کاسته شده و نرخ بهره افزایش می‌یافت و فعالیت‌های اقتصادی به حدی پایین می‌آمد که به رکود می‌انجامید در نهایت قیمت کالا به پایینترین سطح خود می‌رسید و کشورهای دیگر را ترغیب می‌کرد برای خرید بی‌حساب و کتاب به آنها هجوم آورند. در نتیجه، با تزریق طلا به اقتصاد دوباره عرضه پول افزایش یافته، نرخ‌های بهره کاهش می‌یافت و دوباره اقتصاد ثروتمندی به وجود می‌آمد. این فرآیند نزول اقتصادی در زمان سلطه پایه ارز طلا ادامه داشت، تا آنکه وقوع جنگ جهانی اول باعث توقف گردش تجارت و مانور آزادانه طلا شد.

پس از دوم جنگ جهانی توافقنامه برتون وودز به تصویب رسید و کشورهای امضاکننده موافقت کردند با سود اندکی ارزش پول خود را در برابر دلار و همچنین نرخ معادلی را برای طلا ثابت نگه دارند. این کشورها مجاز نبودند ارزش پول خود را برای منافع تجاری پایین آورند و در صورت انجام چنین امری فقط می‌توانستند حداکثر ۱۰ درصد از ارزش پول خود بکاهند. در دهه ۵۰ میلادی حجم روزافزون تجارت بین‌المللی منجر به جابجایی سرمایه‌های انبوهی شد که حاصل ساخت و سازهای پس از جنگ بود. این کار باعث بی‌ثباتی نرخ‌های ارزی تعیین شده در توافقنامه برتون وودز شد. سرانجام در سال ۱۹۷۱ این موافقتنامه باطل شد و دیگر دلار آمریکا قابل تبدیل به طلا نبود. تا سال ۱۹۷۳ شناوری ارزهای کشورهای مهم صنعتی بیشتر شد و عمدتا عرضه و تقاضای بازار معاملات ارز قیمت آنها را تعیین می‌کرد. در طول دهه ۷۰ میلادی قیمت‌ها روزانه در حال تغییر بودند. با حجم سرعت و ناپایداری روزافزون که منجر به ایجاد ابزار جدید مالی، بی‌قانونی بازار و آزاد شدن تجارت شد و در دهه ۸۰ میلادی خروج سرمایه‌ها از مرزها با پیدایش رایانه و تکنولوژی تسریع و باعث گسترش بازار به آسیا، اروپا و آمریکا شد.

معاملات ارزی از حدود روزانه ۷۰ میلیارد دلار در دهه ۸۰، دو دهه بعد به روزانه ۵/۱ تریلیون دلار افزایش یافت. یکی از عوامل عمده تسریع یافتن تجارت ارز گسترش سریع بازار یورو به دلار بود، جایی که دلار آمریکا در بانک‌های خارج از آن کشور به سپرده گذاشته می‌شود. به همین ترتیب در بازارهای اروپایی دارایی‌هایی به غیر از ارز کشور مربوطه سپرده گذاری می‌شود. بازار یورو به دلار، اولین بار در دهه ۵۰ به وجود آمد. زمانی که درآمد نفت روسیه که به دلار بود، از ترس آنکه توسط قانون‌گذاران آمریکا بلوکه شود، خارج از آن کشور به سپرده گذاشته شد.

این کار سرمایه برون‌مرزی عظیمی را از کنترل مقامات آمریکا خارج کرد. سپس دولت آمریکا قوانینی وضع کرد تا وام دادن به خارجیان را محدود کند. بازارهای اروپایی جاذبه خاصی داشتند چرا که مقررات کمتر و بازده بیشتر داشتند. از اواخر دهه ۸۰ به بعد شرکت‌های آمریکایی شروع به گرفتن وام از کشورهای آنسوی آب کردند و بازارهای اروپایی را مکان سودمندی برای کنترل نقدینگی، گرفتن وام‌های کوتاه مدت و تامین مالی واردات و صادرات یافتند. لندن بازار عمده برون‌مرزی بوده و هست. در دهه ۸۰ میلادی وقتی بانک‌های انگلیس برای حفظ موقعیت راهبرانه خود در تجارت جهانی شروع به وام دادن دلار به عنوان جایگزینی برای پوند کردند، به یک مرکز کلیدی در بازار یورو به دلار مبدل شدند.

منبع: سايت آفتاب

تفکر ناب Lean Thinking

به طور يقين به جهت افزايش بهره وري و كاهش هزينه هاي موجود در سازمان ضرورت استفاده از روش هاي مطرح دنيا از قبيل تفكر ناب لازم مي گردد،اين متد در اكثر نقاط جهان توسط افرادي سخت كوش اجرا گرديده و آنها با تشكيل تيم هاي تخصصي مورد نياز، به انجام كارهاي گروهي در جهت شناسايي اتلافها مبادرت نمودند آنها توانستند مشكلات زيادي را از سر راه برداشته و شركت يا سازمانشان را به موقعيت هاي عالي برساند. پس لازم مي باشد جهت اجرا آنها دقت لازم را داشت و تمام موارد را گام به گام و اصولي اجرا نمود و در تمام مراحل اجرا از حمايت مدير ارشد سازمان برخوردار بود.

سرآغاز و منشاء اصلي شكل گيري روش توليد ناب،شركت تويوتا در جزيره ناگويا ژاپن مي باشد. در ابتدا خانواده تويودا در صنعت ماشين آلات نساجي فعاليت مي نمودند. در دهه 1930 به دليل نيازشديددولت ژاپن شركت تويوتا وارد صنعت وسايل نقليه موتوري گرديد. در آن سالها اين شركت بامشكلاتي از قبيل بازار داخلي كوچك ، نيروي كار ثابت ، فقدان سرمايه كافي و رقباي خارجي علاقه مند به بازار ژاپن روبرو بود. آي جي تويودا (EIJI TOYODA) با مهندس شركت تااي چي اوهنو به آمريكا سفركرده واز شركت اتومبيل سازي فورد بازديد به عمل آوردند و نهايتا به اين نتيجه رسيدند كه اصول توليدانبوه قابليت پياده سازي در ژاپن را ندارد و اين سيستم پر ازمودا “اتلاف” است. برهمين اساس ، آنها شيوه جديد از توليد كه بعدها توليد ناب نام گرفت را ايجاد كردند.

توليد فقط 2685 خودرو در شرکت تويوتا تا سال 1950

ديدار تويودا از کارخانه فورد در بهار 1950

• نتيجه گيری تويودا، عدم امکان نسخه برداری از توليد انبوه بدليل :

1. کوچک بودن بازار داخلی

2. نياز به انواع وسيله نقليه

3. عدم امکان خريد گسترده آخرين تکنولوژی غرب

4. وجود توليدکنندگان بزرگ خودرو در جهان

جيمز پي ووماك و دانيل تي جونز، دو تحليل گر برجسته صنعتي جهان ، تفكرناب را در پاسخ سوال:چگونه مي توان يك سازمان آلوده به توليد انبوه را ناب كرد؟ در قالب تحقيق چهارساله اي بصورت كتاب منتشر كردند كه سه بخش عمده را شامل ميشود:

1- اصول ناب 2- خيزش ناب(از تفكر تا عمل) 3- بنگاه اقتصادي ناب.

در رهيافت توليد ناب (LEANPRODUCTION) ميتوان با كم ترين امكانات انجام بيشترين كارها با توجه به داده هاي مبتني بر <ارزيابي مقايسه اي > (BENCHMARKING) كه نشان دهنده سازماندهي امور مربوط به <مديريت ارتباط با مشتري >، <زنجيره تامين >، <تكوين محصول > و <عمليات توليد>، است ميسر كرد و آن ، همانا رهيافتي است كه شركت تويوتا، بعد از جنگ جهاني دوم ، پيشگام آن بوده است.عرصه كنوني كسب و كار ، تصويري جديد از سازمان ارائه مي‌كند كه با اين نگرش جديد , مجموعه سازمان ،مجموعه‌اي از فرايندهايي است كه هدف آنها مستلزم ايجاد ارزش براي مشتري و آفرينش ارزش درخود سازمان است.

ﻣﻔﻬﻮم ﺑﻨﻴﺎدي ﺗﻔﻜﺮﻧﺎب ،در رﻳﺸﻪ کن کردن اﺗﻼف و ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ارزش در ﺳﺎزﻣﺎن ﻧﻬﻔﺘـﻪ اﺳــﺖ

ﺗﻔکـﺮ ﻧــﺎب ﻧﮕﺮﺷــﻲ اﺳــﺖ ﺑﺮاﯼ اﻓﺰاﻳﺶ ﺑﻬﺮﻩ وري و ارزش ﺁﻓﺮﻳﻨﻲﻣﺴﺘﻤﺮ ، و ﺣﺪاﻗﻞ كردن هزﻳﻨﻪ ها و اﺗﻼﻓﺎت.اﻳﻦ ﺗﻔﻜﺮ ﺷﻴﻮﻩ اﯼ را ﻓﺮاهﻢﻣﻲ كنــﺪ که از ﻃﺮﻳﻖ ﺁن ﺑﺘﻮان ﺑﺎ ﻣﻨﺎﺑﻊ کمتر ، ﺗﺠﻬﻴﺰات کمتر ، زﻣﺎن کمتر ، ﻓﻀﺎﯼ کمتر ، ﺑﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ ها دﺳﺖ ﻳﺎﻓﺖ و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻴــﺎز ﻣﺸﺘﺮي و در ﻋﻴﻦ ﺣﺎل ﺑﺎ ﺗﺎﻣﻴﻦ درﺳﺖ ﻧﻴﺎز ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺰدﻳﮏﺷﺪ از ﻃﺮﻳﻖ اﻳﻦ ﻧﻮع ﻧﮕﺮش ﻣﻲ ﺗﻮان ﻧﻈﺎم ﺗﻮﻟﻴﺪﻧـﺎب را در ﺳﺎزﻣﺎن ﺟﺎري کرد.

کاهش ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼحظﻪ هزﻳﻨﻪ ها ، اﻓﺰاﻳﺶ کیفیت محصوﻻت ، تحوﻳﻞ ﺑـﻪ ﻣﻮﻗــﻊ ﺧـﺪﻣﺎت و محصـﻮﻻت ﺑــﻪ ﻣﺸــﺘﺮﻳﺎن ، اﻓﺰ اﻳــﺶ اﻳﻤﻨﻲ کارکنان و ﺑﻬﺒﻮد وﺿﻌﻴﺖ ﻧﻴﺮوﯼ اﻧﺴﺎﻧﯽ از ﻣﺼﺎدﻳﻖ ﻓﺮاﻳﻨﺪهﺎي ﺑﻬﺮﻩ ور اﺳﺖ.

ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻗﺎدر ﺑﻪ دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اهــﺪاف ﺷﻤﺮدﻩﺷﺪﻩ اﺳﺖ که ﻓﺮاﻳﻨﺪ هﺎي ﺟﺎري در ﺁن در ﺣﺪ ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮﻟﻲ ﺑﻬﺮﻩ ور ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺳﺎزﻣﺎن ها ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨـﺪ ﺑــﺎ ﭘﻴـﺶ رو ﻗــﺮار دادن اﻟﮕﻮی ﺗﻔﻜﺮ ﻧﺎب ﺑﻪ ﺑﻬﺮﻩ ور کردن ﻓﺮاﻳﻨﺪ هﺎي ﺧﻮد ﺑﭙﺮدازﻧﺪ. لذا با توجه به اهميت موضوع و آشنايي بهتر با روش تفكر ناب، نياز به توضيح بيشتر مي باشد كه در ذيل آورده شده است :

 

اصول تفكر ناب

1 – تعيين ارزش محصول ازديدگاه مشتري(value)

2 – شناسايي جريان ارزش محصول(value stream)

جريان ارزش = كليه اعمال ضروري براي :

1- 2- ارائه يك محصول جديد ( از ايده تا ورود به بازار)

2- 2- مديريت اطلاعات ( از سفارش گيري تا تحويل محصول)

3- 2- تبديل فيزيكي ( از مواد اوليه تا محصول نهايي)

3 – ايجاد حركت بدون وقفه در اين ارزش(flow)

1- 3- موانع ايجاد حركت : تفكر دسته و صف + تفكر بخشي نگر(فانكشن نگر)

4 – ايجاد امكان كشش در زنجيره(pull)

1- 4- ساخت آن چيزي كه مشتري نياز دارد و سفارش مي دهد

5 – تعقيب كمال (perfection)

1- 5- شفافيت + بهبود مستمر

 

اصل اول - تعيين ارزش (Value)

نقطه شروع اساسي تفكر ناب ، ارزش است. اين تنها مصرف كننده نهايي است كه مي‌تواند ارزش را تعريف كند و ارزش ، تنها هنگامي داراي معنا و مفهوم است كه در چهارچوب يك محصول معين بيان شود ، محصولي كه نيازهاي مصرف‌ كننده خود را با قيمتي معين و در زماني معين برآورده سازد. توجه داشته باشيم كه اين توليدكننده است كه ارزش را مي‌آفريند.

در اين اصل دو موضوع بايستي موردتوجه قرار گيرد :

یک : محصولات معيني است كه توليدكننده منتظر است تا مصرف‌كنندگان معيني ، در ازاي قيمت معيني آنها را خريداري كنند تا سبب چرخش كسب و كار شركت باشد

دو : نحوه اصلاح عمليات توليد و كيفيت تحويل اين محصولات است به گونه‌اي كه بطور پيوسته از هزينه‌هاي اصلي آنها كاسته شود. از اين رو ، تفكر ناب بايد با تلاشي آگاهانه آغاز شود براي تعريف دقيق ارزش در چهارچوب محصولاتي معين كه واجد قابليتهاي معيني هستند و در ازاي بهايي معين ارائه مي‌شوند كه حاصل برقراري گفتگو با مشتريان معين است.

بنگاه‌هاي اقتصادي ناب پيوسته بايد همراه با گروه‌هاي محصول خود ، به بازنگري مستمر ارزش بپردازند و همواره از خود بپرسند كه آيا بهترين تعريف را براي آن يافته‌اند ؟ ضرورت بسيار دارد كه توليد كنندگان به تعريف مجدد ارزش بپردازند چرا كه اين امر كليد دستيابي به خريداران بيشتر است و توانايي يافتن خريداران بيشتر و فروش سريعتر ، اهميت بسياري براي موفقيت در تفكر ناب دارد. سازمانهاي ناب در اين صورت ، خواهند

توانست مقادير قابل توجهي از منابع و ذخاير خود را آزاد كنند.

عنصر نهايي در تعريف ارزش ، هزينه هدف است. وقتي محصول تعريف مي‌شود ، مهمترين وظيفه در امر تعيين ارزش ، آن است كه بر اساس مقدار منابع و نيروي موردنياز براي ساخت محصولي كه واجد مشخصات و قابليتهاي معيني است هزينه هدف تعيين شود ، بشرط آنكه اتلاف(Muda) مشهود و موجود در فرايند حذف شده باشد.

بنگاه‌هاي اقتصادي ناب مجموعه قيمتها و مشخصه‌هايي را كه توسط شركت‌هاي معمول و متعارف به خريداران پيشنهاد مي‌شود ، بررسي مي‌كنند و سپس مي‌پرسند از طريق كاربرد شيوه‌هاي ناب ، چه مقدار از هزينه‌ها قابل كاهش است و آنها در واقع مي‌پرسند كه هزينه بدون موداي(Muda Free Cost) اين محصول ، وقتي كه گام‌هاي غيرضروري حذف شوند و ارزش به حركت درآيد ، چقدر خواهد بود ؟ چنين هزينه هدفي به طور قطع ، بسيار پايينتر از هزينه‌هايي است كه رقبا متحمل مي‌شوند. كوتاه سخن اينكه تعيين درست ارزش ، نخستين گام در راستاي تفكر ناب است و راهي كه به تهيه كالا يا خدمات اشتباه مي‌انجامد همانا اتلاف (Muda) است.

 

انواع موداهای هفت گانه:

1 - توليد اضافی ( پيش از دريافت تقاضا)

2 - انتظار (برای گام بعدی فرآيند يا خرابی ماشين )

3 - حمل و نقل (غيرضروری مواد)

4 - پردازش بيش از حد قطعات به خاطر طراحی ضعيف ابزار يا قطعه(Overprocessing)

5 - موجودی ها ) مواد اوليه ، نيمه ساخته ، محصول ، در راه )

6 - حرکات غيرضروری کارکنان (برای ابزار يا قطعه يا...)

7 - توليد قطعات معيوب

 

اصل دوم - شناسايي جريان ارزش (Value Stream)

جريان ارزش مجموعه‌ايي است از كليه اعمال ضروري براي يك محصول معين ، اين موضوع شامل همه فرايندهاي توليد محصولات و خدمات يعني از انگاره تا ورود محصول و خدمات به بازار را دربر مي‌گيرد. شناسايي كل جريان ارزش براي هر محصول معين و گاهي براي خانواده هر محصول گام بعدي تفكر ناب است. به اين طريق وجود حجم بسيار زياد اتلاف (Muda) در سازمان برملا مي گردد.

نقشه جريان ارزش همه اعمال لازم براي طراحي ، سفارش و ساخت يك محصول معين را شناسايي مي كند ، تجزيه‌وتحليل جريان ارزش ، نشان مي‌دهد كه در طول جريان ارزش سه نوع فعاليت صورت مي‌گيرد :

1. فعاليتهايي كه معلوم مي‌شود آشكارا ارزش‌آفرينند.

2. فعاليتهايي كه معلوم مي‌شود ارزش‌آفرين نيستند ولي بدليل دانش فني موجود و داراييهاي توليدي ، اجتناب ناپذيرند. (موداي نوع اول)

3. فعاليتهاي اضافي بسياري كه معلوم مي‌شود هيچ ارزشي نمي‌آفرينند و بي‌درنگ قابل حذف هستند. (موداي نوع دوم(

توجه داشته باشيم پس از تفكيك فعاليتهاي سازمان به سه دسته فوق ، موداهاي نوع دوم بي‌درنگ مي‌توانند حذف شوند و راه براي رفتن به سوي رفع فعاليتهاي باقيمانده‌اي (موداي نوع اول) كه ارزش‌آفرين نيستند هموار خواهد شد.

1. اعمال ضروري براي ارائه يك محصول معين كه اين محصول ميتواند يه كالا يا يه خدمت باشد.يعني همه فرايندهاي بي ارزش(موداهاي نوع دوم) را حذف كنيم. يعني بهترين روش و مسير براي رسيدن به آن ارزش

2. جرياني درست كنيم كه همه اش ارزش باشد.

3. بايد توجه داشت كه هر جا سخن از جريان ارزش ميشود بايد در سه بعد مورد بررسی قرار گیرد

a) بعد فيزيكي يا توليد : كه از مواد اوليه شروع ميشود و به توليد محصول ميرسد

b) بعد برنامه ريزي يا زمانبندي : كه از سفارش گيري شروع ميشود تا به تحويل محصول ميرسد

c) بعد طراحي و مهندسي : كه از يك فكر اوليه شروع ميشود و به نمونه ي اوليه ي محصول ميرسد

توجه : نكته مهمي اينجا هست كه براي رسيدن به اهداف ناب ميبايستي در اين جريان ارزش غرق شد. يعني با آن هم مسير شد تا به كمال رسيد.

 

اصل سوم - ايجاد حركت بدون وقفه

هنگامي كه ارزش به طور دقيق تعيين مي‌شود و بنگاه اقتصادي ناب جريان ارزش يك محصول معين را نقشه‌برداري كرده و گام‌هاي پراتلاف حذف مي‌شوند ، آنگاه نوبت گام بعدي تفكر ناب فرا مي‌رسد كه همانا به حركت درآوردن گام‌هاي ارزش‌آفرين است.

حركت: عبارتست از انجام وظايف بطور پيش رونده در طول جريان ارزش به گونه‌اي كه يك محصول بدون توقف ، بدون ضايعات و بدون پس‌روي ، از طراحي به بازار ، از سفارش به تحويل و از مواد خام به دست خريدار برسد. براي دستيابي به اين منظور ، وقتي ارزش تعريف شد و كل جريان ارزش مشخص شد باید به قدم بعدی توجه کرد

نخستين گام ، توجه بر يك هدف واقعي است؛ يعني تمركز بر يك طرح معين ، يك سفارش معين ، خود محصول و پيش چشم داشتن آن از آغاز تا پايان.

گام دوم ناديده گرفتن مرزهاي سنتي مشاغل ، مسيرهاي شغلي ، كاركردها و شركت‌هاست تا بنگاه اقتصادي ناب شكل گيرد ، پديده اي كه مي‌تواند همه موانع موجود بر سر راه حركت پيوسته محصول معين را از ميان بردارد.

سومين گام ، بازانديشي وظايف معين و ابزارآلات است ، به اين منظور كه هرگونه پس‌روي و وقفه از بين برود و طراحي ، سفارش و توليد يك محصول معين بتواند پيوسته پيش برود.

 

بطور خلاصه شيوه به حركت درآوردن ارزش عبارتند از:

1. عطف توجه به يك هدف واقعي ، يعني تمركز بر يك طرح معين يا يك سفارش معين و يا خود محصول و تحت‌نظر گرفتن آن از آغاز تا پايان.

2. ناديده گرفتن مرزهاي سنتي مشاغل ، مسيرهاي شغلي ، كاركردها و سازمان‌ها تا يك سازمان ناب پديد آيد.

3. بازانديشي وظايف كاري به اين منظور كه موداها (Muda) حذف شوند.

اين سه مرحله بايد همزمان انجام شوند؛ اين اصل تمامي ساختارها يا فعاليتهايي كه موجب مودا (Muda) در جريان توليد مي‏شوند و زمان انتظار ساخت را افزايش مي‏دهند، شناسايي و حذف مي‏کند.

نمونه ای از اصل سوم

بعد از انجام مراحل قبلي و با مشخص شدن جريان ارزش موقع به حركت در آوردن گام‌هاي ارزش آفرين است كه بعد از حذف گام‌هاي پر اتلاف باقي مانده اند. بايد جريان ارزش حركتي پويا داشته باشه و هيچ عامل مخالفي سر راه آن قرار نگيرد. يكي از اين عوامل مخالف “صف” است.

سوال: اگر بخواهید 20 تا نامه را درون پاكت گذاشته و آدرس نويسي و تمبر زني و پست كردن آنها را انجام دهید : چگونه عمل میکنید؟

راه اول : همه رو تو پاكت ميگذارید و بعد همه رو تمبر ميزنيد و بعد روی همه آدرس مينويسيد

راه دوم : يكي يكي انها را درون پاكت گذاشته و تمبر زده و سپس ادرس نویسی میکنید؟

روش اول به نام روش دسته‏اي يا به قول معروف سري كاري. تفكر ناب كاملا با اين حرف مخالفه

چرا؟ مگر نه اينكه وقتي سري كاري ميكنيد و دستمون به كار عادت ميكند, سرعتت بالاتر ميرود و اشتباهات كمتر ميشود؟ از ديد تفكر ناب اين حرف غلطه. بخاطر اینکه بايد اين نامه ها توي صف باقی بمانند و اين نوع فعالیت با حركت (اصل سوم) مخالف است.

در تفكر ناب كالا(در اینجا نامه) بايد كمترين مسير را طي كند. حالا حساب كنید كه مثلا برای همين نامه در صورت سري كاري بايد نامه ها را چند بار روي ميز گذاشت و برداشت. در صورتي كه اگر تك تك انجام شوند فقط برای یک نامه یکبار اینکار انجام میشوندکه در اینصورت انرژي كمتري هم استفاده ميكنید. از طرفی اگر بخواهيم تك تك انجام بدهيم هم بايد چندين بار ابزارهایمان (مثل خودكار و تمبر و...) را باید جابجا كنيم و اين خودش انرژي زيادي مصرف ميكند. ولي نتيجه مهم در ارزش واقعي كالايي است كه بايد به مقصد برسد و اين خودش تقدم اصلي را معرفي ميكند.در اين مثال ارزش و هدف اصلي نامه است. اگر قرار ياشد كه سري كاري بكنيم درست است كه يه دفعه همه نامه ها آماده ميشوند ولي برای آماده کردن آنها بايد زمان زیادی معطل بود. در صورتي كه اگر تك تك انجام بشوند هر نامه در سريعترين زمان ممكن آماده مي‌شود.

 

اصل چهارم - ايجاد سيستم كششي (Pull)

امكان دادن به مشتري تا بتواند اين ارزش را از توليدكننده بيرون بكشد

بيرون كشيدن (Pull): به معناي آن است كه هيچ شركتي در بالاي جريان ، كالا يا خدماتي را توليد نكند مگر آنكه مشتري پايين جريان،آنرا خواسته باشد.بهترين راه براي درك منطق بيرون كشيدن آن است كه ابتدا به‌سراغ يك مشتري واقعي برويم كه يك محصول واقعي مي‌خواهد،سپس به عقب بازگرديم و همه گام‌هايي كه بايد برداشته شود تا محصول مورد نظر به دست مشتري برسد را مورد بررسي قرار دهيم.

اين سيستم در تقابل با بيرون راندن (Push) قرار مي‌گيرد. اصل بيرون كشيدن قوانين و قواعد مربوط به برنامه‌ريزي و كنترل موجودي مواد و محصولات (كامل و يا نيمه‌ساخته) ، همچنين نحوه تغذيه خطوط توليد و نحوه ارتباط كارخانه مادر با تامين كنندگان (Supplier) را دگرگون خواهد نمود.

بكارگيري تكنيك توليد به موقع (JIT : Just In Time) راهگشاي كار سازمانها در امكان دادن به مشتريست تا بتواند اين ارزش را از توليد كننده بيرون بكشد.

 

نمونه ای از اصل چهارم

برای توليد يک کالا يا ارائه ی يک خدمت يه سيری طی ميشود که به آن جريان ارزش.میگویند و اين جريان ارزش بايد همواره در حال حرکت باشد و هيچوقت متوقف نشود. يعنی هيچوقت کمبود کالا يا اضافه ی آنرا نداشته باشيم. برای رسيدن به اين هدف از دو فاکتور زیر استفاده ميشود.

اول : زمان تکت : جهت هماهنگ شدن تقاضای مشتری با آهنگ توليد که اين به تنهايی کافی نيست.دوم : بیرون کشیدن : برای رسيدن به اين هدف بايد شرايطی پيش بياید که مشتری ارزش آن چيزی که ميخواهد بيرون بکشد.

بيرون کشيدن به اين معناست که هيچ چيزی توليد نميشود مگر اينکه نياز به آن حس بشود (بيرون کشيده بشود) وقتی که يک سيستم بيرون کشيدن درست اجرا شود زمانی ميرسد که ديگر از پيش فروش و انبار و صف و... خبری نيست.اگر بيرون کشيدن اجرا شود هر تغيير آنی تقاضا در بازار قابل حل خواهد بود. چون کالای اضافی توليد نميشود و به محض تغيير تقاضا الگوی توليد عوض ميشود.

مثال :

یک فروشگاه زنجيره ای هر دو هفته جنس زيادی به انبار مي آورد و در طول هفته به فروش ميرساند. طبيعي است که برخی از اين اجناس پر فروشند و در روزهای اول تمام ميشوند و برخی ديگه هم نه. و به اين ترتيب موداهای انتظار و انبار ايجاد ميشوند و بدتر از آن نارضايتی مشتريانی است که جنس مورد نظرشان را پيدا نکردند. حالا اگر فروشگاه وارد کردن جنسها را از دو هفته به کمتر از يک هفته و يا حتی روزانه تبديل کند ميتواند از هرجنس به تعداد مورد نيازش وارد کند و حتی به محض ورود يک جنس جديد و پر طرفدار و يا مورد استقبال قرار نگرفتن يک جنس ترتيب اثر داده و از اين راه به حداکثر فروش بازدهی و رضايت مشتری برسد.

 

اصل پنجم - تعقيب كمال (Perfection)

هنگاميكه سازمان ها به تعيين درست ارزش ، شناسايي كل جريان ارزش ، ايجاد گام‌هاي ارزش‌آفرين براي ايجاد حركت پيوسته محصولات معين دست مي‌يازند و اجازه مي‌دهند تا مشتري ارزش را از بنگاه اقتصادي بيرون كشد زمان پرداختن به اصل پنجم تفكر ناب ، يعني تعقيب كمال است.

كمال عبارتست از بين بردن كامل مودا (Muda) به گونه‌ايكه همه فعاليتهايي كه طي جريان ارزش انجام مي‌گيرند ، ارزش‌آفرين باشند. 

                                       لينك مطلب