كبر، غرور و خودمحوري؛ نخست فرد متكبر را نابود ميكند!؟ / مقاله

مقدمه:
خود را برتر از ديگران دانستن «كبر» نام دارد. اگر كسى به بيمارى كبر مبتلا شود و از ديگران انتظار احترام و سر فرود آوردن در برابر خود داشته باشد و فخر فروشى كند متكبر است. بنابراين كبر نوعى خودشناسى نادرست است كه به رفتارى نادرست با ديگران مىانجامد. اين خودشناسى نادرست به هنگام ارزيابى خود در مقايسه با ديگران پديد مىآيد و ريشه در پرورش ناسالم دارد. لذا، در اين جستار و نوشتهي كوتاه سعي ميشود ابعاد گوناگون آن مورد بررسي قرار گيرد.
اميد است اين جستار بتواند مورد استفادهي همكاران دانشگاهي، مشاوران و روانشناسان، دانشجويان گرامي و همه دوستان خواننده و بزرگوار اين وبلاگ قرار گيرد. ارائه نظرات شما موجب بهتر شدن نوشتهها در آينده خواهد شد.
مفهوم و نشانههاي كبر و غرور:
واژه «كبر و تكبر» گاه به آن حالت نفسانى گفته مىشود و گاه به عمل يا حركتى كه ناشى از آن است، مثلا چنان مىنشيند يا راه مىرود و سخن مىگويد كه نشان مىدهد خود را برتر از همه اطرافيانش مىبيند، اين اعمال و حركات را تكبر مىنامند كه ريشه اصليش همان حالتباطنى و درونى است. نشانههاى تكبر، بسيار زياد است، از جمله اينكه افراد متكبر انتظارات زيادى از مردم دارند، انتظار دارند ديگران به آنها سلام كنند، كسى پيش از آنها وارد مجلس نشود، هميشه در صدر مجلس جاى گيرند، مردم در برابر آنها كوچكى كنند، كسى از آنان انتقاد نكند و حتى پند و اندرز نگويد، همه براى آنها امتيازى قائل شوند و حريمى نگه دارند، مردم در برابر آنها دست به سينه باشند و هميشه از عظمت آنان سخن بگويند. بديهى است ظهور و بروز اين حالات تابع درجه شدت و ضعف تكبر است، در بعضى همه اين نشانهها ظاهر مىشود و در بعضى قسمتى از اينها!
اين حالات و حركات ريشههاى درونى دارد، گاه بسيار ضعيف و پنهان است؛ به طورى كه ممكن است افراد در برخوردهاى نخستين هرگز متوجه آن نشوند و حتى اين صفت مذموم را با نقطههاى مثبت و قوت (مانند اعتماد به نفس و بزرگى شخصيت) اشتباه كنند و گاه به قدرى آشكار است كه هر كس از دور متوجه آن مىشود.
به طور كلي، كسى كه خود را برتر از ديگران مىداند، به آنان بزرگى خواهد فروخت و از آنان انتظار بزرگداشت و خدمت خواهد داشت و گاه از هم صحبتي و همراهى آنان پرهيز خواهد كرد. اين انتظار و اين گونه اعمال تكبر نام دارد و رابطه فرد متكبر با ديگران را تخريب مىكند.
علل تكبر:
۱) علم و دانش: گاهی انسان به خاطر علم و دانشی که دارد دچار غرور و خودخواهی میشود، و همین حالت باعث میشود که برای بیشتر نمودن آن تلاش نکند، و خود را بر دیگران برتر بداند و تنها خود را اهل رأی و نظر به شمار بیاورد. بدترین تکبر، تکبر عالمی است که به علم خویش بنازد و خود را از دیگران برتر بداند.
۲) ثروت: گاهی دارایی و ثروت چنان انسان را دچار غرور و تکبر مینماید كه حق هر کاری را به خود میدهد و دیگران را خوار و حقیر میشمارد، و به فساد و بدهکاری میپردازد.
۳) قدرت: در موارد زیادی انسانهایی که دارای مقام و موقعیتی هستند دچار غرور و تکبر میشوند، و دست به ستمگری و سلب آزادی و هتک حرمت انسانهاي ديگر میزنند.
۴) موقعیت: گاهی انسانی به خاطر برخورداری از حسب و نصب و وابستگی به قشری خاص دچار غرور و خودپسندی میشود و در همه امور خود را حق به جانب میشمارد و برای کسب فضیلت و کمال با چشم خواری و ذلت به مردم نگاه میکند و انتظار دارد که همه او را مورد احترام قرار دهند و دست به سینه در خدمت او باشند.
۵)عبادت خداوند: گاهی نیز ممکن است انسانی به عبادت و اعمال نیک خود مغرور شود، و آن را به رخ دیگران بکشد، و فضل و توفیق خداوند را فراموش کند و ارزش و منزلت خود را عملاً بلندتر از دیگران بداند
6) احساس حقارت كسى كه خود را ناچيز و حقير مىشمارد از حقارت خود رنج مىبرد و خواهان جبران آن است. يكى از راههايى كه او براى جبران حقارت خود در پيش مىگيرد بزرگى فروختن به ديگران است. چنين فردى گمان مىكند كه اگر در برابر ديگران بزرگى كند، حقارت درونى او پوشيده خواهد ماند.
راههاي پيشگيري و پيروزي بر تكبر و غرور:
1- فكر: پرهيز از افكاري كه پر از نياز و توقع و پـر از غرور و خودخواهي است و با قدرداني و سپاس گذاري بيگانهاند.
2- دنيا: پيشگيري از اينكه دنيا، جامعه و خانواده آنقدر به ما فشار آورد كه با افكارمان هم هويت شویم و حتي اصالت خود را از دست بدهيم.
3-مواظبت از فكر خود: ميدان جنگ خودمحوري در افكار ما است كه بايد بر آن پيروز شويم. بيماري به هنگام فعاليت از ابزار مقايسهای استفاده مي كند. مقايسه در زمینههای مختلف از جمله مذهب، تحصيلات، ثروت، كار، مقام، سن، زيبایي ظاهری، مدت پاكي، نوع و مدت مصرف مواد مخدر و...
4- مراقبت از زبان: حرافي، قضاوت، ايراد گرفتن، زخم زبان، غيبت و بدگویي و مسخره كردن ديگران همه اينها مظاهر خودمحوري از طريق زبان هستند. هنگام روبه رو شدن با شخصي كه مرتكب اشتباه شده است به جاي ايراد گرفتن و زخم زبان زدن بهتر است خوبيهاي فرد را در نظر بياوريم و بگویيم و از ابزار تشويق استفاده كنيم.
5- مراقبت از گوش: تنها ما نيستيم كه حرفي براي گفتن داريم، شنونده حرفهاي ديگران نيز باشيم و گوش خود را از شنيدن حرفهاي محرك خودمحوري بازداريم.
6- رعایت ادب در رفتار و گفتار: اگر انسان در رعایت ادب در زندگی خود بکوشد، میتواند کبر را از درون خویش بزداید. مصداق کاربردیِ این امر، پيشدستي در سلام کردن است.
7- کاهش سطح توقع: برای شکستن بت تکبر در وجود انسان بايد سطح توقع از دیگران را از درون خود كاهش داد؛ زیرا توقعات این پیششرط ذهنی را در انسان ایجاد میکند که دیگران باید به او احترام گذارند و یا خدمت کنند و چنین اندیشههایی زمینهساز گرفتاری انسان در دام تکبر است.
8- فرهنگ نقدپذیری: این مورد در عمل از ساير موارد پیش گفته دشوارتر است. به اين معنا که انسان نظر مخالف خود را بپذیرد و تحمل کند. وجود تکبر در انسان مانع اساسي در پذیرش نظر ديگران است و جایی که «من» گام در میان مینهد جایی برای انتقادپذیری باقی نمیماند. اما اگر سعی کنیم نقدشنو باشیم و دیدگاههای مخالف را تاب بیاوریم، به سوی ریشهکن کردن تکبر در وجود خود گام بر خواهیم داشت.
به طور كلي مواردي مانند صداقت، دوست داشتن، روشن بيني، محبت، شادي، آرامش، صبر و بردباري، مهرباني، تعهد، خدمت، وفاداري، تواضع، فروتني، پذيرش، خويشتن داري، خويشتن پذيري، ايمان، بخشش، اعتماد، از خود گذشتگي و .... را بايد پيشه راه خود سازيم.
برآيند، نتيجه و عواقب تکبر و غرور در انسان:
نردبان این جهان ما و منی ست ***** عاقبت این نردبان بشکستنی ست
هر که رفت و آن بالاتر نشست ***** استخوانش سخت تر خواهد شکست
غرور و خودخواهی بیماری کشندهای است که انسان و دنیای اطرافش را به نیستی و تباهی میکشاند. همانطور که در تاریخ خوانده و یا شنیده ایم افراد جاه طلب، مغرور و خودخواه مانند چنگیز، اسکندر، هیتلر، استالین، موسیلینی، صدام، قذافي و........ عواطف و احساسات مردم را در نظر نگرفته و افراد بی گناه بیشماری را به خاطر همین غرور سرکش و خودخواهی شان به خاک و خون و نابودي کشاندند و تا ابد چهرهای منفور از خود بر جای گذاشتند. اما سرانجام با بدترين وضعيت و به جا گذاشتن نام و يادماني ننگين از اين دنيا رخت بربستند!؟
شیخ بهایی در نان و پنیر میفرماید:
هان، مشو مغرور بر افعال خود هان مشو مسرور بر احوال خود
این عبادتهای تو مقبول نیست تا ندانی عاقبت، کار تو چیست
غرور انسان را از رسیدن به اهداف عالی و انسانی باز می دارد، زیرا غرور اجازه مشورت و کمک خواستن از دیگران را سلب مینماید، انسان اگر اندكي بيانديشد، متوجه خواهد شد كه هرگز عمر جاوداني نخواهد داشت. شغل، مقام، شهرت، مال و ثروت همه روزي پايان ميپذيرند. چه بسيار بودند و آمدند و داشتند و رفتند و تنها گذشته خود را به جا گذاشاند.
نام نيكي گر بماند ز آدمي
به كز او ماند سراي زرنگار
داستان کوتاهی از غرور و تکبر:
یک روز گرم شاخه ای مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند. به دنبال آن برگهای ضعیف جدا شدند و آرام روی زمین افتادند. شاخه چندین بار این کار را با غرور خاصی تکرار کرد؛ تا این که تمام برگها جدا شدند. شاخه از کارش بسیار لذت میبرد .برگی سبز و درشت و زیبا به انتهای شاخه محکم چسبید ه بود و همچنان از افتادن مقاومت میکرد. در این حال، باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخهی خشکی که میرسید آن را از بیخ جدا میکرد و با خود میبرد .
وقتی چشم باغبان به آن شاخه افتاد با دیدن تنها برگ آن، از قطع کردن شاخه صرف نظر کرد. بعد از رفتن باغبان مشاجره بین شاخه و برگ بالا گرفت و بالاخره دوباره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندین بار خودش را تکان داد تا این که به ناچار برگ با تمام مقاومتی که از خود نشان میداد از شاخه جدا شد و روی زمین افتاد. باغبان از ميان راه برگشت. وقتی چشمش به آن شاخه افتاد، بدون درنگ با یک ضربه آن را از بیخ کند. شاخه بدون آنکه مجال اعتراض داشته باشد روی زمین افتاد.
ناگهان صدای برگ جوان را شنید که میگفت:
«اگر چه فكر ميكردي زندگی ناچیز من در دست تو است، اما ديدي كه چنين خیال واهی پردهای بر چشمان واقع نگرت انداخت تا فراموش کنی نشانه زندگي و شيشهي عمرت من بودم»
در نتيجه، اگر این جهان را نردبان در نظر بگیریم و مقام و جايگاه و سمتها را پلههای این نردبان بدانيم، آنگاه که غرور و خود محوری در انسان رشد میکند، تلاش بیشتری از خود نشان میدهد که به پلههای بالاتری از این نردبان دست یابد؛ غافل از اینکه اگر تحت شرایطی این نردبان برگشت، آنان که در پلههای بالای این نردبان غرور و خودخواهی قرار گرفته اند، آسیب بیشتری خواهند ديد.
گردآوري، تدوين و تاليف: دكتر اسفنديار دشمن زياري
منابع اينترنتي استفاده شده در اين جستار:
http://www.alulbayt.com/farsi/book2.htm
http://life.shafaqna.com/morality/item/14824
http://rahenejat.persianblog.ir/post/117
http://hadisehdoost.blogfa.com/post-25.aspx
http://2pareparvaz.parsiblog.com/Posts/43
http://pedram1behboudi.blogfa.com/post-20.aspx
http://www.imamjawad.net/htm/far/library/akhlagh/ensan%20bamohet/17.htm







به نام خدا