مقدمه:

طي 40 سال گذشته، به طور مستمر مباحث مربوط به توسعه دچار دگرگوني شده است. در گذشته بيشترين توجه معطوف به بعد اقتصادي بود. به تدريج عامل انسانی به دنبال يافتن جایگاه واقعی خود با بسط عناصر توسعه، ابعاد آن را تغيير داد. لذا، در اين مسير با قرار دادن انسان به عنوان محور توسعه و با توجه به اهمیت روندهای تصمیم‌گیری و عمل سیاسی در قبال سرنوشت او و اينكه اساس اندیشه توسعه در همه ابعاد آن هدف نهایی را رفع نیازهای انسان و تأمین شرایط لازم برای تحقق آنها در حد مقدورات مي‌داند، تعریف انسانی توسعه شكل جديدي به خود گرفت. بر اين اساس و به منظور آگاهي و آشنايي بيشتر خوانندگان عزيز به ويژه دانشجويان گرامي با اين مفهوم و كاركردهاي آن، در اين كوته سخن به نكاتي اشاره مي‌شود. اميدوارم ضمن كمك به افزايش دانش شما در اين زمينه ما را هم از راهنمايي‌هاي خود محروم نفرماييد.

تعاريف و مفاهيم توسعه

سازمان ملل متحد، توسعه[1] را فرآيندي مي‌داند كه كوشش‌هاي مردم و دولت را براي بهبود اوضاع اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي هر منطقه يك‌پارچه نموده و با ايجاد همبستگي، آنها را براي مشاركت در پيشرفت جامعه خود توانمند مي‌سازد.

مايكل تودارو، توسعه را جرياني چند بعدي مي‌داند كه مستلزم تغييرات اساسي در ساخت اجتماعي، طرز تلقي عامه مردم و نهادهاي ملي و نيز تسريع رشد اقتصادي، كاهش نابرابري و ريشه كن كردن فقر مطلق است.

گولت، توسعه را واقعيتي مادي و ذهني مي‌داند كه بر اساس آن، جامعه با تركيب فرايندهاي اجتماعي، اقتصادي و نهادي، وسايلي را براي به دست آوردن زندگي بهتر فراهم مي‌كند.

بروكفليد، در تعريف توسعه معتقد است كه اين مقوله بايد در حين حركت به سوي پيشرفت، اهدافي مانند كاهش فقر، بيكاري و نابرابري را محقق نمايد.

در تعریفی دیگر، توسعه را به مثابه درختي دانسته‌اند كه ريشه آن را فرهنگ و غذاي آن را آموزش و سرمايه تخصیص يافته به فعاليت‌هاي توسعه‌اي تشكيل مي‌دهد. بر اساس این تعریف؛ تنه و شاخ و برگ درخت، «نظام مناسب اقتصادي» و ميوه شيرين آن برطرف شدن فقر و محروميت، حفظ استقلال و خودكفايي و تأمين رفاه اقتصادي و اجتماعي مردم است.

در یک جمله: توسعه، یعنی بهبود وضعیت زندگی انسان‌ها در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، علمی و ....

با توجه به تعاریف بالا، امروزه برداشت نوين از مفهوم توسعه، فرآيندي همه‌جانبه است كه بايد منجر به بهبودي تمام ابعاد زندگي مردم بشود. از این رو، توسعه کلیه عوامل موثر در بهبود شرایط زیستی، مانند عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را در بر می‌گیرد. لذا، هر كشوري موظف است در چارچوب مقتضيات و داده‌هاي فرهنگی، اقليمي، محيطي، انساني و نهادي خود، طرح توسعه‌اي ويژه و همخوان با شرايط اقليمي را طراحي و به اجرا بگذارد.

توسعه انساني[2]

مفهوم توسعه انسانی ابتدا توسط دو نظریه پرداز توسعه به نامهای «سودلیرآنانه » و «آمارتیاسن» در دهه 1980 مطرح و شاخص بندی گردید. اگر توسعه را تکاپوی انسان برای پیشبرد هدف‌هاي اجتماعي خود بدانیم، توسعه انسانی عبارت است از گسترش كمي و كيفي انتخاب‌های روبروي انسان. مثلا توسعه انساني در امور تغذيه عبارت از اين است كه يك فرد هنگام مراجعه به سالن غداخوري توانايي تدارك يك پرس غذا از بين چند نوع را داشته باشد و يا در توسعه سياسي به هنگام گزينش يك نماينده مثل رئيس جمهور، بايد چند نامزد با انديشه‌هاي متفاوت پيش روي او باشد؛ تا بتواند برنامه‌ها و اهداف خود را با يكي از انديشه‌ها هماهنگ نموده و فرد مورد نظر را انتخاب نمايد.

شاخص‌ توسعه انسانی[3]

به طور كلي مي‌توان اين شاخص‌ها را در دو دسته زير خلاصه نمود:

1- شاخص‌های عینی که عمدتاً ملموس و از لحاظ کمی و آماری قابل تجزیه و تحلیل هستند. امید به زندگی (طول عمر)، سطح سواد و درآمد سرانه برای زندگی مناسب، سه شاخص عینی و قابل اندازه‌گيري در توسعه انسانی هستند. اين شاخص‌ها عمدتا موضوعات مربوط به توسعه اقتصادی و اجتماعی را در بر مي‌گيرند.

2- شاخص‌های ذهنی توسعه انسانی كه قابليت تجزیه و تحلیل کمی و آماری آنها به دشواري امكان‌پذير بوده؛ در حاليكه هسته توسعه انسانی را تشكيل مي‌دهند. اين شاخص‌ها عبارتند از: عزت نفس و حفظ اصالت، رعايت و احترام به حقوق بشر و ايجاد بستر مناسب براي ايفاي حق انسان در تعیین سرنوشت خويش.

نتيجه‌گيري

شاخص توسعه انساني از سال ۱۹۹۱ میلادی توسط برنامه توسعه سازمان ملل متحد به مرحله اجرا گذاشته شد. از آن زمان تا كنون هر ساله فهرستی از کشورهای جهان را به ترتیب بالاترین تا پائین‌ترین رتبه‌ها را در مقایسه با نمودارها و کشورهای دیگر منتشر می‌کند. شاخص توسعه انسانی یکی از نمودارها و منابعی است که توسعه اقتصادی در کشورها و نحوه آن را نشان می‌دهد.

شاخص توسعه انسانی نام جدولی است تناسبی که در آن کشورهای جهان بر اساس فاكتورهایی از جمله درآمد سرانه واقعی، نرخ باسوادی، آموزش، بهداشت، تغذیه و نيز امید به زندگی (در بدو تولد) مورد مقایسه قرار می‌گیرند. اين شاخص در پي اندازه‌گيري سه ظرفيت اساسي كسب دانش، دسترسي به امكانات مادي لازم براي زندگي بهتر و برخورداري از عمر طولاني‌تر همراه با سلامت بيشتر است.

اميد به زندگي بيانگر متوسط طول عمر افراد يك جامعه است. توليد ناخالص داخلي برجسته‌ترين متغير نشان دهنده وضعيت كلان يك كشور و دربرگيرنده ارزش كليه كالاها و خدمات نهايي توليد و ارزش گذاري شده طي يك سال مالي است. منظور از سطح تحصيلات در اين شاخص، نرخ باسوادي بزرگسالان و نسبت ثبت نام ناخالص مي‌باشد.

سازمان ملل، كشورها را از بعد شاخص توسعه انساني به سه گروه تقسيم مي‌كند، كشورهايي كه با شاخص توسعه انساني بيشتر از ۰/۸۰ به عنوان كشورهاي با توسعه انساني بالا، كشورهايي كه شاخص توسعه انساني آنها بين ۰/۵۰ و ۰/۸۰ است، كشورهايي با توسعه انساني متوسط و كشورهايي كه شاخص توسعه انساني آنها كمتر از ۰/۵۰ است، كشورهايي با توسعه انساني پائين طبقه‌بندي شده است.

در دهه اخير نقش رويكرد انساني در توسعه بسيار مورد توجه قرار گرفته است. اهميت اين موضوع به علت نقش مهم عامل انساني در فرآيند توسعه مي‌باشد.

بزرگترين مزيت رقابتي كشورها و سازمان‌ها داشتن نيروي انساني توانمند مي‌باشد. بيشترين سهم ثروت جهاني نيز از آن نيروي انساني است، در كشورهاي توسعه يافته سهم منابع انساني در ثروتشان بيشتر از سهم منابع فيزيكي و منابع طبيعي است.

 به طور متوسط 64 درصد ثروت كشورهاي جهان را منابع انساني، 16 درصد منابع فيزيكي و 20 درصد را منابع طبيعي تشكيل مي‌دهد، (80 درصد ثروت ژاپن را منابع انساني تشكيل مي‌دهد). در ايران نيز برابر گزارش‌ها 34 درصد ثروت را عامل انساني، 37 درصد منابع فيزيكي و 29 درصد را منابع طبيعي تشكيل مي‌دهد. بين توسعه انساني و توسعه كشورها ارتباط مستقيمي وجود دارد. بر اساس گزارش توسعه انساني سال 2007- 2008 جمهوري اسلامي ايران در شاخص توسعه انساني دو پله صعود كرده است.

در اين گزارش، جمهوري اسلامي ايران كه سال گذشته رتبه 96 شاخص توسعه انساني را بين 177 كشور دنيا كسب كرده بود، امسال با دو پله صعود در جايگاه 94 جهان قرار گرفته است. لازم به يادآوري است كه در اين مقايسه كشورهاي كوچك و فقيري مانند دماغه سبز، بوركينا فاسو، نپال، افغانستان، بنگلادش، هائيتي، في‌جي، مالديو، بوتان و بسياري ديگر از كشورهاي توسعه نيافته نيز مد نظر بوده‌اند. بر اين اساس جمهوري اسلامي ايران از كشورهاي پاراگوئه و سريلانكا پيشي گرفته و جزء كشورهاي توسعه انساني متوسط قرار گرفته است. در گزارش سال جاري ميلادي ايسلند توانسته است با اختلاف اندك نروژ را در رده‌بندي شاخص توسعه انساني پشت سر بگذارد و رتبه نخست جهاني را به خود اختصاص دهد. نروژ طي شش سال گذشته همواره رتبه نخست جهاني را به خود اختصاص داده بود كه امسال در اثر ارتقاي سطح زندگي در ايسلند و افزايش توليد ناخالص داخلي سرانه، اين كشور در رده نخست قرار گرفته است. 


[1]- Development

[2]- Human development

[3]- Human Development Index

 

براي مطالعه بيشتر به منابع زير مراجعه فرماييد

http://fa.wikipedia.org/

www.hawzah.net/Hawzah/.../MagArt.aspx?...3715...

www.bashgah.net/pages-3907.html

www.sarmayeh.net/ShowNews.php?7680

www.unic-ir.org/publication/.../FAQs%20on%20Statistics_APHDR.pdf

www.persian.i-vahid.com

www.mojnews.com/fa/.../ViewContents.aspx?...I