ريشهيابي علمي علل دروغگویی و راههاي درمان آن با توجه به تحقيقات انجام شده!
انواع دروغ
1- دروغ بازي: با اين دروغ ميخواهند حوادث تخيلي و يا بازي را به ديگران بفهمانند.
2- دروغ مبهم: از ناتواني فرد در گزارش دقيق جزئيات و يا مغالطه کردن ناشي ميشود.
3 - دوغ پوچ: جهت جلب توجه کردن ديگران اين دروغ را ميگويد.
4 - دروغ انتقام جويانه: از نفرت فرد به شخص يا شيئي ناشي ميشود.
5- دروغ محدود: در نتيجه ترس از مقررات شديد و يا تنبيه ناشي ميشود.
6- دروغ خودخواهانه: دروغ حساب شدهاي است جهت گول زدن ديگران براي به دست آوردن آنچه را که ميخواهد.
7- دروغ عرفي يا وفادارانه: به منظور حفظ و مراقبت از دوست يا دوستانش انجام ميدهد.
8- دروغ عادتي: به دليل الگوبرداري از ديگران يا افراد مورد علاقه فرا ميگيرد.
9- خيالبافي و رويا: در افرادي كه دوران کودکي خوبي نداشتهاند؛ دروغگويي بيشتر جنبه خيالبافي و رويا انديشي دارد و کمتر به منظور فريب ديگران به کار ميرود.
نتيجه تحقيقات انجام شده
محققانی كه در اوایل قرن بیستم به بررسی علمی پدیده دروغگویی پرداختهاند، از حالتی نام بردهاند كه « بصیرت مضاعف » نامیده میشود و طی آن شخص در یك لحظه دو موضوع را در ذهن خود مرور میكند. یكی مربوط به آرزوهایش در زندگی ایدهآل و دیگری زندگی واقعی است و در اغلب موارد مورد اول بر دومی سایه میافكند و ذهن را تحت تأثیر قرار میدهد.
در تحقیقی كه به تازگی به منظور بررسی یكصد سال ادبیات داستانی كشورهای مختلف صورت گرفت، محققان دانشگاه "ییل" دریافتند كه نویسندگان گاهی برای افزایش جذابیت موضوع، از مبالغه استفاده كردهاند؛ در عین حال كه خود افرادی موفق، توانا و منظم بودهاند. اما مساًله همیشه به همین سادگی نیست.
بسیاری از روانپزشكان دروغگویی دایمی را همیشه به عنوان نشانهای از وجود مشكل روانی در نظر میگیرند كه میتواند شامل بیماریهایی مثل توهم و خیالپردازی، انواعی از بیماریهای روانی و یا خودشیفتگی روانی باشد.
دكتر "چالرز دیك"، استاد روان شناسی دانشگاه "ییل" میگوید: در بعضی موارد نیز افراد دروغگو نشانهای از وجود بیماری نداشته و صرفاً به دروغ عادت كردهاند. این گونه اشخاص صبح از خواب بیدار میشوند و انگار مجبور هستند كه تا شب دروغ بگویند. در این حالت باید نوع زندگی و كار آنها مورد بررسی قرار گیرد و شاید به دلیل نوعی اجبار كاری یا فشار در زندگی روزمره مجبور به دروغگویی میشوند.
برابر نظر ارونیگ گافمن جامعه شناس معروف، دروغ گو باید جلوی صحنه را چنان بیاراید تا ببیننده و شنونده از آن خوشش بیاید و در حرفهای او منطق و استدلال ببیند. اما وقتی تنها گوشهای از پشت صحنه رو شود تمامی آن بنا یکباره فرو میریزد و ببیننده و یا شنونده را دچار حیرت میکند.
دكتر "رابر فلدمن"، روانپزشك دانشگاه "ماساچوست" گروهی از افراد داوطلب را به دوربین مخفی مجهز كرد كه حركات آنها طی روز ثبت میشد.
اين بررسی نتایج نشان داد كه اكثر افراد طی روز از دروغهای مصلحت آمیز استفاده كردهاند. این دروغهای مصلحت آمیز اكثراً دلایل مشابهی به شرح زير دارند:
- اجتناب از توهین به دیگران،
- جلوگیری از اهانت به احساسات و عقاید اطرافیان،
- پوشاندن و مخفی كردن اشتباهات شخصی،
- خودداری كردن از ایجاد دردسرهای بیهوده و...
علل دروغگويي
به طور كلي دروغگويي به عنوان يك مشكل علل گوناگون و متعددي دارد كه در اينجا به برخي از آنها اشاره ميشود:
1- ناتواني در گفتن جزئيات دقيق يک امر يا موصوع.
2- يادگيري از ديگران.
3- محافظت از تنبيه يا تهديد.
4- هنگام مواجه شدن با مخالفت و استيضاح.
5- پوشاندن ضعفهاي خود
6- گمراه كردن شنونده.
7- جلب توجه ديگران.
8- ترس از دست دادن جايگاه و يا موقعيت شغلي و اجتماعي.
9- احساس كمبود نسبت به ديگران.
روشهاي درمان دروغگويي
1- اصلاح الگوي مورد علاقه فرد.
2 – جبران وعدههاي داده شده.
3- آمادگي شنيدن حقايق تلخ و شيرين او.
4- توجه به حالات و احساسات مثبت و منفي.
4- جلوگيري از ايجاد ترس در فرد دروغگو.
5- سوال پيج نکردن و پرهيز از طرح سوالاتي که جنبه دام و تله دارند.
6- تعـــــــديل انتظارات از فرد (به عبارتي نبايد بيش از توانايي از فرد انتظار داشت).
7- نشــــــان دادن ارزش راســـــت گويي.
نتيجهگيري
هنگامی كه دروغ به عنوان یك روش و استراتژی برای مقابله با مشكلات روزمره دائماً به كار گرفته شود، بسیار مضر و در واقع نوعی بیماری خواهد بود. گاهی اشخاص به دلیل عدم ناتوانی كافی در انجام وظایف محوله و یا عدم علاقه در كار یا تحصیل به دروغ روی میآورند.
محققان میگویند: مردم گاهی برای كسب موقعیتهای مهم كاری یا اجتماعی و یا در برخورد با مسؤولیتهای مهم خانوادگی برای این كه بتوانند فرصت و مجالی برای خود بیابند به دروغ متوسل میشوند. در واقع در بعضی حالات، شخص دروغگو از داستانهای خود به وجد میآید و از آن لذت میبرد. در بسیاری از این موارد دروغگویی در واقع عمق بخشیدن به آرزوهای شخصی برای احساس جذابیت و لذت حتی برای لحظاتی كوتاه است. مثلاً زنی كه رابطه عاشقانه خود با همسرش را بزرگنمایی كرده و یا شخصی كه موفقیتهای اجتماعی و یا ورزشی را بسیار بزرگتر جلوه میدهد، در واقع چهرهای از خود نشان میدهد كه دوست دارد آن گونه باشد و در واقع نشان از نقص شخصیت دارد. در آزمایشهای دیگر نشان داده شد كه بسیاری از دروغگوها نشانههایی از عدم تعادل روانی و ضعف شخصیت را از خود نشان میدهند كه گاهی در تجربیات دوران فردی و نحوه تربیت ناصحیح خانوادگی اشخاص ریشه دارد. همه ما رویاهای خود را داریم، همه در برخورد با حقایق تلخ زندگی میخواهیم خود را ایمن كنیم و همه ما از ذكر ناملایمات و شكستهای گذشته خود اكراه داریم؛ اما باید توجه داشت كه هیچكدام از این مسائل نباید ما را به ورطه دروغگویی بكشاند كه اینك به عنوان یك بیماری شناخته شده است.
گردآوری و تدوین: دکتر اسفندیار دشمنزياري
منابع:
http://www.tebyan.net/Social/House.../10/.../8732.html
http://www.tebyan.net/social/knowhows/general/2003/6/23/2557.html
http://www.aa-saeidi.com/fa/archives/000421.html
http://www.afarineshdaily.ir/afarinesh/News.aspx?NID=1135
http://www.seemorgh.com/health/default.aspx
به نام خدا